تبليغاتX
دبيرستان مهديه

دبيرستان مهديه

وبلاگ دبيرستان دخترانه مهديه ناحيه 1 اراك

نوروز


تاریخچه

نوروز یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان است و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن می‌گیرند. زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب می‌شود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است.

منشا و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نیست، اما این جشن، قدمتی سه هزار ساله دارد و قدیمی‌ترین آیین ملی در جهان به شمار می‌رود. در برخی از متون کهن ایران ازجمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متون، کیومرث به‌عنوان پایه‌گذار نوروز معرفی شده است. ابداع نوروز در شاهنامه، بدین صورت روایت شده است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان، دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان منور شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند.

برخی از روایت‌های تاریخی، آغاز نوروز را به بابل نسبت می‌دهد. بر طبق این روایت‌ها، رواج نوروز در ایران به ۵۳۸ سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله کورش به بابل بازمی‌گردد. همچنین در برخی از روایت‌ها، از زرتشت به‌عنوان بنیان‌گذار نوروز نام برده شده است. اما در اوستا (دست کم در گاتها) نامی از نوروز برده نشده است.

نوروز در زمان هخامنشیان

کوروش دوم، بنیان‌گذار هخامنشیان، نوروز را در سال ۵۳۸ قبل از میلاد، جشن ملی اعلام کرد. وی در این روز برنامه‌هایی برای ترفیع سربازان، پاکسازی مکان‌های عمومی و منازل شخصی و بخشش محکومان را اجرا می‌نمود. این آیین‌ها در زمان سایر پادشاهان هخامنشی نیز برگزار می‌شده است. در زمان داریوش یکم، مراسم نوروز در تخت جمشید برگزار می‌شد. البته در سنگ‌نوشته‌های به‌جا مانده از دوران هخامنشیان، به‌طور مستقیم اشاره‌ای به برگزاری نوروز نشده است. اما مطالعات بر روی این سنگ‌نوشته‌ها نشان می‌دهد که مردم در دوران هخامنشیان با جشن‌های نوروز آشنا بوده‌اند، و هخامنشیان نوروز را با شکوه و عظمت جشن می‌گرفته‌اند. شواهد نشان می‌دهد داریوش اول هخامنشی، به مناسبت نوروز در سال ۴۱۶ قبل از میلاد سکه‌ای از جنس طلا ضرب نمود که در یک طرف آن سربازی در حال تیراندازی نشان داده شده است.

در دوران هخامنشی، جشن نوروز در بازه‌ای زمانی بین ۲۱ اسفند تا ۱۹ اردیبهشت برگزار می‌شده است.

نوروز در زمان اشکانیان و ساسانیان

در زمان اشکانیان و ساسانیان نیز نوروز گرامی داشته می‌شد. در این دوران، جشن‌های متعددی در طول یک سال برگزار می‌شد که مهمترین آنها نوروز و مهرگان بوده است. برگزاری جشن نوروز در دوران ساسانیان چند روز (دست کم شش روز) طول می‌کشید و به دو دوره نوروز کوچک و نوروز بزرگ تقسیم می‌شد. نوروز کوچک یا نوروز عامه پنج روز بود و از اول تا پنجم فروردین گرامی داشته می‌شد و روز ششم فروردین (خردادروز)، جشن نوروز بزرگ یا نوروز خاصه برپا می‌شد. در هر یک از روزهای نوروز عامه، طبقه‌ای از طبقات مردم (دهقانان، روحانیان، سپاهیان، پیشه‌وران و اشراف) به دیدار شاه می‌آمدند و شاه به حرف‌های آنها گوش می‌داد و برای حل مشکلات آنها دستور صادر می‌کرد. در روز ششم، شاه حق طبقات مختلف مردم را ادا کرده بود و در این روز، تنها نزدیکان شاه به حضور وی می‌آمدند.

شواهدی وجود دارد که در دوران ساسانی سال‌های کبیسه مراعات نمی‌شده‌است. بنابراین نوروز هر چهار سال، یک روز از موعد اصلی خود (آغاز برج حمل) عقب می‌ماند و درنتیجه زمان نوروز در این دوران همواره ثابت نبوده و در فصول مختلف سال جاری بوده است.

اردشیر بابکان، موسس سلسله ساسانیان، در سال ۲۳۰ (میلادی) از دولت روم که از وی شکست خورده بود، خواست که نوروز را در این کشور به رسمیت بشناسند. این درخواست مورد پذیرش سنای روم قرار گرفت و نوروز در قلمرو روم به Lupercal معروف شد.

در دوران ساسانیان، ۲۵ روز قبل از آغاز بهار، در دوازده ستون که از خشت خام برپا می‌کردند، انواع حبوبات و غلات (برنج، گندم، جو، نخود، ارزن، و لوبیا) را می‌کاشتند و تا روز شانزدهم فروردین آنها را جمع نمی‌کردند. هر کدام از این گیاهان که بارورتر شود، در آن سال محصول بهتری خواهد داد. در این دوران همچنین متداول بود که در بامداد نوروز، مردم به یکدیگر آب بپاشند. از زمان هرمز اول مرسوم شد که مردم در شب نوروز آتش روشن نمایند. همچنین از زمان هرمز دوم، رسم دادن سکه در نوروز به‌عنوان عیدی متداول شد.

نوروز پس از اسلام

از برگزاری آیین‌های نوروز در زمان امویان نشانه‌ای در دست نیست و در زمان عباسیان نیز به نظر می‌رسد که خلفا گاهی برای پذیرش هدایای مردمی، از نوروز استقبال می‌کرده‌اند. با روی کار آمدن سلسله‌های سامانیان و آل بویه، جشن نوروز با گستردگی بیشتری برگزار می‌شد.

در دوران سلجوقیان، به دستور جلال‌الدین ملک‌شاه سلجوقی تعدادی از منجمان ایرانی از جمله عمر خیام برای اصلاح تقویم ایرانی گرد هم آمدند. این گروه، نوروز را در اول بهار قرار دادند و جایگاه آن را ثابت نمودند. بر اساس این تقویم که به تقویم جلالی معروف شد، برای ثابت ماندن نوروز در آغاز بهار، مقرر شد که هر چهار سال یک‌بار، تعداد روزهای سال را (به‌جای ۳۶۵ روز)، برابر با ۳۶۶ روز در نظر بگیرند. طبق این قاعده، می‌‌بایست پس از انجام این کار در ۷ دوره، در دوره هشتم، به جای سال چهارم، بر سال پنجم یک روز بیفزایند. این تقویم از سال ۳۹۲ هجری آغاز شد.

نوروز در دوران صفویان نیز برگزار می‌شد. در سال ۱۵۹۷ (میلادی)، شاه عباس صفوی مراسم نوروز را در عمارت میدان نقش جهان اصفهان برگزار نمود و این شهر را پایتخت همیشگی ایران اعلام نمود.

نوروز در دوران معاصر

نوروز به‌عنوان یک میراث فرهنگی در دوران معاصر همواره مورد توجه مردم قرار داشته و عموما هرساله برگزار می‌شده است. البته برگزاری جشن نوروز به‌صورت علنی در برخی از کشورها توسط برخی از حکومت‌ها برای مدت‌زمانی ممنوع بوده است. حکومت شوروی برگزاری جشن نوروز را در برخی از کشورهای آسیای میانه نظیر ترکمنستان، قرقیزستان و تاجیکستان ممنوع کرده بود و این ممنوعیت تا زمان میخائیل گورباچف تداوم داشت. با این وجود، مردم این مناطق نوروز را به‌صورت مخفیانه و یا در روستاها جشن می‌گرفته‌اند. همچنین برخی از مردم این مناطق برای جلب موافقت مقامات محلی نام دیگری بر روی نوروز می‌گذاشتند؛ به‌طور مثال در تاجیکستان، مردم با اتلاق جشن لاله یا جشن ۸ مارس سعی می‌کردند که آیین‌های نوروز را بدون مخالفت مقامات دولتی به جای آورند. همچنین در افغانستان، در دوران حکومت طالبان، برگزاری جشن نوروز ممنوع بود و این حکومت تنها تقویم هجری قمری را به رسمیت می‌شناخت.

آیین‌ها

خانه‌تکانی

خانه‌تکانی یکی از آیین‌های نوروزی است که مردم بیشتر مناطقی که نوروز را جشن می‌گیرند به آن پایبندند. در این آیین، تمام خانه و وسایل آن در آستانه نوروز گردگیری، شستشو و تمیز می‌شوند. این آیین در کشورهای مختلف از جمله ایران، تاجیکستان و افغانستان برگزار می‌شود.

آتش‌افروزی

رسم افروختن آتش، از زمان‌های کهن در مناطق نوروز متداول شده است. در ایران و بخش‌هایی از افغانستان، این رسم به‌صورت روشن کردن آتش در شب آخرین چهارشنبه سال متداول است. این مراسم چهارشنبه‌سوری نام دارد. پریدن از روی آتش در ایام نوروز در ترکمنستان نیز رایج است.

همچنین رسم افروختن آتش در بامداد نوروز بر پشت بام‌ها در میان برخی از زرتشتیان (از جمله در برخی از روستاهای یزد) مرسوم است.

سفره‌های نوروزی

سفره‌های نوروزی یکی از آیین‌های مشترک در مراسم نوروز در بین مردمی است که نوروز را جشن می‌گیرند. در بسیاری از نقاط ایران و برخی از نقاط افغانستان، سفره هفت سین پهن می‌شود. در این سفره هفت چیز قرار می‌گیرد که با حرف سین آغاز شده باشد؛ مثل سرکه، سنجد، سمنو، سیب و ...

دید و بازدید

دید و بازدید عید یا عید دیدنی یکی از سنت‌های نوروزی است که در بیشتر کشورهایی که آن را جشن می‌گیرند، متداول است. در برخی از مناطق، یاد کردن از گذشتگان و حاضر شدن بر مزار آنان در نوروز نیز رایج است.

طبیعت‌گردی

مردم ایران روز سیزدهم فروردین، به مکان‌های طبیعی مانند پارک‌ها، باغ‌ها، جنگل‌ها و ماطق خارج از شهر می‌روند. این مراسم سیزده‌به‌در نام دارد. از کارهای رایج در این جشن، گره زدن سبزه و گفتن دروغ سیزده است. مراسم سیزده‌به‌در در مناطق غربی افغانستان ازجمله شهر هرات نیز برگزار می‌شود. با وجودی که روز سیزدهم فروردین در کشور افغانستان جزو تعطیلات رسمی نیست، اما مردم این مناطق برای گردش در طبیعت، عملا کسب و کار خود را تعطیل می‌کنند. مردم این منطقه همچنین اولین چهارشنبه سال را نیز با گردش در طبیعت سپری می‌کنند

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند 1388ساعت 10:14  توسط   | 

میلاد پیامبر اسلام (ص) وامام جعفر صادق(ع) بر تمام مسلمین جهان مبارک باد.

در طول تاريخ بشريت، كم تر انسانى وجود دارد كه مانند پيامبراسلام تمام خصوصيات زندگى اش به طور واضح و روشن بيان و ثبت‏شده‏باشد.

خداوند متعال در قرآن كريم كتابى كه خود حافظ اوست (1) و بدون‏هيچ تغييرى تا قيامت‏باقى است‏با زيباترين عبارات و كامل‏ترين‏بيانات، آن حضرت را معرفى نموده و با عالى‏ترين صفات ستوده است.

خداوند متعال مى‏فرمايد: «انك لعلى خلق عظيم‏»; (2) اى پيامبر!

تو بر اخلاقى عظيم استوار هستى.

نيز مى‏فرمايد: «محمد رسول‏الله و الذين معه اشداو على الكفاررحماء بينهم. » (3) محمد(ص) فرستاده خداست و كسانى كه با اوهستند در برابر كفار سر سخت و در ميان خود مهربانند.

محققان، تاريخ نويسان و دانشمندان در ابعاد گوناگون زندگى حضرت‏محمد(ص) سخن گفته‏اند.

اما ائمه عليهم السلام با نگاهى ژرف و دقيق سيماى آن شخصيت‏بى‏نظير و در يكتاى عالم خلقت را به تماشا نشسته، به معرفى زندگى،مبارزات و آموزه‏هاى آن حضرت پرداختند.

در اين نوشتار بر آنيم تا گوشه هايى از زندگى و شخصيت‏حضرت‏محمد(ص) را از نگاه امام صادق(ع) به تماشا بنشينيم.

تولد نور

امام صادق(ع) به نقل از سلمان فارسى فرمود: پيامبر اكرم(ص)فرمود: خداوند متعال مرا از درخشندگى نور خودش آفريد (4) نيز امام صادق(ع) فرمود: خداوند متعال خطاب به رسول اكرم(ص)فرمود: «اى محمد! قبل از اين كه آسمان‏ها، زمين، عرش و دريا راخلق كنم. نور تو و على را آفريدم...». (5)

ثقه‏الاسلام كلينى(ره) مى‏نويسد: امام صادق(ع) فرمود: «هنگام ولادت‏حضرت رسول اكرم(ص) فاطمه بنت اسد نزد آمنه (مادر گرامى پيامبر)بود. يكى از آن دو به ديگرى گفت: آيا مى‏بينى آنچه را من‏مى‏بينم؟

ديگرى گفت: چه مى‏بينى؟ او گفت: اين نور ساطع كه ما بين مشرق ومغرب را فرا گرفته است! در همين حال، ابوطالب(ع) وارد شد و به‏آن‏ها گفت:

چرا در شگفتيد؟ فاطمه بنت اسد ماجرا را به گفت. ابوطالب به اوگفت: مى‏خواهى بشارتى به تو بدهم؟ او گفت: آرى. ابو طالب گفت:

از تو فرزندى به وجود خواهد آمد كه وصى اين نوزاد، خواهد بود (6)

نام‏هاى پيامبر

كلبى، از نسب شناسان بزرگ عرب مى‏گويد: امام صادق(ع) از من‏پرسيد: در قرآن چند نام از نام‏هاى پيامبر خاتم(ص) ذكر شده است؟

گفتم: دو يا سه نام.

امام صادق(ع) فرمود: ده نام از نام‏هاى پيامبر اكرم در قرآن‏آمده است: محمد، احمد، عبدالله، طه، يس، نون، مزمل، مدثر، رسول‏و ذكر.

سپس آن حضرت براى هر اسمى آيه‏اى تلاوت فرمود. نيز فرمود:

«ذكر» يكى از نام‏هاى محمد(ص) است و ما (اهل‏بيت) «اهل ذكر»هستيم. كلبى! هر چه مى‏خواهى از ما سؤال كن.

كلبى مى‏گويد: (از ابهت صادق آل محمد(ع‏» به خدا سوگند! تمام‏قرآن را فراموش كردم و يك حرف به يادم نيامد تا سؤال كنم. (7)

برخى چهارصد نام و لقب پيامبر(ص) كه در قرآن آمده است، را برشمرده‏اند. (8)

عظمت نام محمد(ص)

جلوه نام محمد(ص) براى امام صادق(ع) به گونه‏اى بود كه هر گاه‏نام مبارك حضرت محمد(ص) به ميان مى‏آمد، عظمت و كمال رسول‏خدا(ص) چنان در وى تاثير مى‏گذاشت، كه رنگ چهره‏اش گاهى سبز وگاهى زرد مى‏شد، به طورى كه آن حضرت در آن حال، براى دوستان نيزنا آشنا مى‏نمود. (9)

امام صادق(ع) گاهى بعد از شنيدن نام پيامبر(ص) مى‏فرمود: جانم‏به فدايش. اباهارون مى‏گويد: روزى به حضور امام صادق(ع) شرفياب‏شدم. آن حضرت فرمود: اباهارون! چند روزى است كه تو را نديده‏ام.

عرض كردم: خداوند متعال به من پسرى عطا فرمود. آن حضرت فرمود:

خدا او را براى تو مبارك گرداند چه نامى براى او انتخاب‏كرده‏اى؟ گفتم: او را محمد ناميده‏ام.

امام صادق(ع) تا نام محمد را شنيد (به احترام آن حضرت) صورت‏مباركش را به طرف زمين خم كرد، نزديك بود گونه‏هاى مباركش به‏زمين بخورد.

آن حضرت زيرلب گفت: محمد، محمد، محمد. سپس فرمود: جان خودم،فرزندانم، پدرم و جميع اهل زمين فداى رسول خدا(ص)باد! او رادشنام مده! كتك نزن! بدى به او نرسان! بدان! در روى زمين‏خانه‏اى نيست كه در آن نام محمد وجود داشته باشد، مگر اين كه آن‏خانه در تمام ايام مبارك خواهد بود.

سيماى محمد(ص) (10)

امام جعفر صادق(ع) فرمود: امام حسن(ع) از دائى‏اش، «هند بن ابى‏هاله‏» (11) كه در توصيف چهره پيامبر(ص) مهارت داشت، در خواست‏نمود تا سيماى دل آراى خاتم پيامبران(ص) را براى وى توصيف‏نمايد. هند بن ابى هاله در پاسخ گفت: «رسول خدا(ص) در ديده‏هابا عظمت مى‏نمود، در سينه‏ها مهابتش وجود داشت .قامتش رسا، مويش‏نه پيچيده و نه افتاده، رنگش سفيد و روشن، پيشانيش گشاده،ابروانش پرمو و كمانى و از هم گشاده، در وسط بينى برآمدگى‏داشت، ريشش انبوه، سياهى چشمش شديد، گونه هايش نرم و كم‏گوشت.دندان هايش باريك و اندامش معتدل بود. آن حضرت هنگام راه‏رفتن با وقار حركت مى‏كرد. وقتى به چيزى توجه مى‏كرد به طور عميق‏به آن مى‏نگريست، به مردم خيره نمى‏شد، به هر كس مى‏رسيد سلام‏مى‏كرد، همواره هادى و راهنماى مردم بود.

براى از دست دادن امور دنيايى خشمگين نمى‏شد. براى خدا چنان غضب‏مى‏نمود كه كسى او را نمى‏شناخت. اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود،برترين مردم نزد وى كسى بود كه، بيشتر مواسات و احسان و يارى‏مردم نمايد...» (12)

سعدى با الهام از روايات، در اشعار زيبايى آن حضرت را چنين‏توصيف نمود:

ماه فرو ماند از جمال محمد سرو نرويد به اعتدال محمد قدر فلك را كمال ومنزلتى نيست در نظر قدر با كمال محمد وعده ديدار هر كسى به قيامت ليله اسرى شب وصال محمد آدم و نوح و خليل و موسى وعيسى آمده مجموع در ظلال محمد عرصه گيتى مجال همت او نيست روز قيامت نگر مجال محمد و آنهمه پيرايه بسته جنت فردوس بو كه قبولش كند بلال محمد شمس و قمر در زمين حشر نتابد نور نتابد مگر جمال محمد همچو زمين خواهد آسمان كه بيفتد تا بدهد بوسه بر نعال محمد شايد اگر آفتاب و ماه نتابد پيش دو ابروى چون هلال محمد چشم مرا تا بخواب ديد جمالش خواب نميگيرد از خيال محمد سعدى اگر عاشقى كنى و جوانى عشق محمد بس است و آل محمد (13)

اوصاف پيامبر در تورات و انجيل

خداوند متعال در وصف پيامبر(ص) فرمود:«الذين ءاتينهم الكتب‏يعرفونه كما يعرفون ابناءهم و ان فريقا منهم ليكتمون الحق و هم‏يعلمون‏» (14)

كسانى كه كتاب آسمانى به آنان داديم، او را همچون فرزندان خودمى‏شناسند; (ولى) جمعى از آنان، حق را آگاهانه كتمان مى‏كنند.

امام صادق(ع) فرمود:«يعرفونه كما يعرفون ابناءهم‏» زيراخداوند متعال در تورات و انجيل و زبور، حضرت محمد(ص)، مبعث،مهاجرت، و اصحابش را چنين توصيف نمود:«محمد رسول‏الله و الذين‏معه اشداء على الكفار رحماء بينهم...»

محمد(ص) فرستاده خداست; و كسانى كه با او هستند در برابر كفارسرسخت و شديد و در ميان خود مهربانند. پيوسته آن‏ها را در حال‏ركوع و سجود مى‏بينى، در حالى كه همواره فضل خدا و رضاى او راطلبند. نشانه آن‏ها در صورتشان از اثر سجده نمايان است. اين،توصيف آنان در تورات و توصيف آنان در انجيل است... . (15)

امام صادق(ع) فرمود: اين، صفت رسول خدا(ص) و اصحابش در تورات وانجيل است. زمانى كه خداوند پيامبر خاتم(ص) را به رسالت مبعوث‏نمود اهل كتاب (يهود و نصارى) او را شناختند اما نسبت‏به اوكفر ورزيدند، همان گونه كه خداوند متعال فرمود: «فلما جاءهم‏ما عرجوا كفروا به‏» (16) هنگامى كه اين پيامبر نزد آن‏ها آمد كه(از قبل) او را شناخته بودند، به او كافر شدند. (17)

خداوند متعال در قرآن كريم، در وصف پيامبر(ص) مى‏فرمايد: «و ماارسلناك الا رحمه للعالمين‏» (18) ما تو را جز براى رحمت جهانيان‏نفرستاديم. قرآن نيز مى‏فرمايد:اشداء على الكفار رحماءبينهم...»،

در برابر كفار سرسخت و شديد و در ميان خود مهربانند. اين دوچگونه با هم جمع مى‏شوند؟

توجه به اين آيه براى طرفدارى انديشه تسامح و تساهل ضرورى است.

آيا ممكن است كامل‏ترين انسان، كه با كامل‏ترين كتاب آسمانى براى‏هدايت تمام جهانيان مبعوث گرديده است در مقابل دشمنان دين هيچ‏عكس العملى جز مهربانى نداشته باشد؟!

براى اداره جامعه دينى و بقاى آن بايد در مقابل دشمنان دين‏ايستاد شدت عمل نسبت‏به كافران و مبارزه با آن‏ها براى از بين‏بردن موانع هدايت عين رحمت است.

برترين مخلوق

حسين بن عبدالله مى‏گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: آيا رسول‏خدا(ص) سرور فرزندان آدم بود؟ آن حضرت فرمود: قسم به خدا، اوسرور همه مخلوقات خداوند بود. خدا هيچ مخلوقى را بهتر ازمحمد(ص) نيافريد (19)

امام صادق(ع) در حديث ديگرى فرمود: چون رسول خدا(ص) را به‏معراج بردند جبرئيل تا مكانى با وى همراه بود و از آن به بعداو را همراهى نمى‏كرد. پيامبر(ص) فرمود: جبرئيل، در چنين حالى‏مرا تنها مى‏گذارى؟! جبرئيل گفت: تو برو. سوگند به خدا در جايى‏قدم گذاشته‏اى كه هيچ بشرى قدم نگذاشته و بيش از تو بشرى به آن‏جا راه نيافته است (20)

معمر بن راشد مى‏گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود: يك نفريهودى خدمت رسول خدا(ص) رسيد و به دقت او را نگريست.

پيامبر اكرم(ص) فرمود: اى يهودى! چه حاجتى دارى؟ يهودى گفت:

آيا تو برترى يا موسى بن عمران; آن پيامبرى كه خدا با او تكلم‏كرد و تورات و انجيل را بر او نازل نمود، و به وسيله عصايش‏دريا را براى او شكافت و به وسيله ابر بر او سايه افكند؟

پيامبر(ص) فرمود: خوش آيند نيست كه بنده خود ستايى كند ولكن(در جوابت) مى‏گويم كه حضرت آدم(ع) وقتى خواست از خطاى خود توبه‏كند، گفت: «اللهم انى اسالك بحق محمد و آل محمد لما غفرت لى‏»،خدايا! به حق محمد و آل محمد از تو مى‏خواهم كه مرا عفو نمايى.

خداوند نيز توبه‏اش را پذيرفت. حضرت نوح(ع) وقتى از غرق شدن دردريا ترسيد گفت «اللهم انى اسالك بحق محمد و آل محمد لماانجيتنى من‏الغرق‏»; خدايا به حق محمد و آل محمد از تو در خواست‏مى‏كنم. مرا از غرق شدن نجات بدهى. خداوند نيز او را نجات داد.

حضرت ابراهيم(ع) در داخل آتش گفت:«اللهم انى اسالك بحق محمد وآل محمد لما انجيتنى منها»; خدايا! به حق محمد و آل محمد ازتو مى‏خواهم كه مرا از آتش نجات دهى. خداوند نيز آتش را براى اوسرد و گوارا نمود.

حضرت موسى(ع) وقتى عصايش را به زمين انداخت و در خود احساس ترس‏نمود گفت: «اللهم انى اسالك بحق محمد و آل محمد لما امنتنى‏»;خدايا! به حق محمد و آل محمد از تو در خواست مى‏نمايم كه مراايمن گردانى. خداوند متعال به او فرمود:«لاتخف انك انت‏الاعلى‏» (21) نترس. مسلما تو برترى.

اى يهودى، اگر موسى(ع) امروز حضور داشت و مرا درك مى‏كرد و به‏من و نبوت من ايمان نمى‏آورد. ايمان و نبوتش هيچ نفعى به حال اونداشت.

اى يهودى! از ذريه من شخصى ظهور خواهد كرد به نام مهدى(ع) كه‏زمان خروجش عيسى بن مريم براى يارى او فرود مى‏آيد و پشت‏سر اونماز مى‏خواند. (22)

سياستمدارى پيامبر(ص)

در عرف جهانى امروز «سياست‏» را به معناى نيرنگ و دروغ براى‏كسب قدرت و سلطه بر مردم تعريف مى‏كنند، اما «سياست‏» در لغت،به معناى «اداره كردن امور مملكت و حكومت كردن است‏». خداوندمتعال پيامبر خاتم(ص) جانشينان بر حق او، ائمه معصومين را ازبهترين سياستمداران شمرده است در زيارت جامعه، در وصف ائمه‏عليهم السلام كه پرورش يافتگان مكتب نبوتند، آمده است: «وساسه‏العباد».

فضيل بن يسار مى‏گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه به بعضى ازاصحاب قيس ماصر فرمود: خداوند عز و جل پيغمبرش را تربيت‏كرد و نيكو تربيت فرمود. چون تربيت او را تكميل نمود، فرمود:

«انك لعلى خلق عظيم‏»; تو بر اخلاق عظيمى استوارى. سپس امر دين‏و امت را به او واگذار نمود تا سياست و اداره بندگانش را به‏عهده بگيرد، سپس فرمود: «ما اتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم‏عنه فانتهوا» (23) ، آنچه را رسول خدا براى شما آورد، بگيريد،(و اجرا كنيد) و از آنچه نهى كرد، خود دارى نماييد. رسول‏خدا(ص) استوار، موفق و مويد به روح القدس بود و نسبت‏به سياست‏و تدبير خلق هيچ گونه لغزش و خطايى نداشت و به آداب خدا تربيت‏شده بود،... . (24)

زهد و وارستگى

حضرت محمد(ص) هرگز نسبت‏به دنيا و لذايذ زودگذر آن ميلى نشان‏نداد و به آن، توجهى نكرد. آن حضرت براى هدايت مردم و رساندن‏آن‏ها به سعادت دنيا و آخرت وارد عرصه سياست‏شد.

امام صادق(ع) مى‏فرمايد: روزى رسول خدا(ص) در حالى كه محزون‏بود، از منزل خارج شد فرشته‏اى بر او نازل شد، در حالى كه كليدگنج‏هاى زمين را به همراه داشت. فرشته گفت: اى محمد(ص)، اين‏كليدهاى گنج‏هاى زمين است. پروردگارت مى‏فرمايد: اين كليدها رابگير و در گنج‏هاى زمين را باز كن و آنچه مى‏خواهى از آن استفاده‏نما. بدون اين كه نزد من ذره‏اى از آن‏ها كم شود.

پيامبر(ص) فرمود: دنيا خانه كسى است كه خانه (واقعى) ندارد.

كسانى دور آن جمع مى‏شوند كه عقل ندارند.

فرشته گفت: به آن خدايى كه تو را به حق مبعوث نمود! وقتى درآسمان چهارم كليدها را تحويل مى‏گرفتم، همين سخن را از فرشته‏ديگرى شنيدم. (25)

ابن سنان مى‏گويد: امام صادق(ع) فرمود: مردى نزد پيامبر(ص) آمد،در حالى كه آن حضرت روى حصيرى نشسته بود كه زبرى آن بر بدن آن‏حضرت اثر گذاشته بود، و بر بالشى از ليف خرما تكيه نموده بود،كه بر گونه‏هاى گلگونه‏اش نفوذ كرده بود. آن مرد در حالى كه‏جاهاى اثر كرده را مسح مى‏نمود، گفت: كسرى و قيصر (پادشاهان‏ايران و روم) هرگز چنين راضى نمى‏شوند و بر حرير و ديبامى‏خوابند و تو (كه سرور مخلوقات خدايى) بر اين حصير!

پيامبر(ص) فرمود: به خدا من از آن‏ها برتر و گرامى‏تر هستم. من‏كجا و دنيا كجا! مثال زورگذر بودن دنيا، مثال شخصى است كه بردرختى سايه دار عبور مى‏كند، لحظه هايى از سايه درخت استفاده‏مى‏كند و وقتى سايه تمام شد، از آن جا كوچ مى‏كند و درخت را رهامى‏كند. (26)

هيچ زمينه‏اى از زندگى پيامبر(ص) نيست، مگر اين كه امام صادق(ع)در آن زمينه سخنانى با ارزش دارد.

به عنوان حسن ختام، به ذكر خطبه‏اى از آن حضرت در توصيف‏پيامبر(ص) اكتفا مى‏كنيم.

خطبه امام صادق(ع) در وصف حضرت محمد(ص)

برد بارى، وقار و مهربانى خدا سبب شدتا گناهان بزرگ و كارهاى‏زشت مردم مانع نشود كه دوست‏ترين و شريف‏ترين پيغمبرانش، يعنى‏محمد بن عبدالله(ص) را براى مردم بر گزيند.

محمد بن عبدالله(ص) در حريم عزت تولد يافت: در خاندان شرافت‏اقامت گزيد، حسب و نسبش آلوده نگشت، صفاتش را دانشمندان بيان‏كردند و حكميان در وصفش انديشه نمودند، او پاكدامنى بى نظير،هاشمى نسبى بى مانند و بى مانندى از اهل مكه بود.

حيا صفت او بود و سخاوت طبيعتش، بر متانت‏ها و اخلاق نبوت سرشته‏شده بود. اوصاف خويشتن دارى‏هاى رسالت‏بر او مهر شده بود تا آن‏گاه كه مقدرات و قضا و قدر الهى عمر او را به پايان رسانيد وحكم حتمى پروردگار او را به سرانجامش منتهى ساخت. هر امتى، امت‏پس از خود را به آمدنش مژده داد. نسل به نسل از حضرت آدم تاپدر بزرگوارش، عبدالله، هر پدرى او را به پدر ديگر تحويل داداصل و نسبش به ناپاكى آميخته نشد و ولادت او با ازدواج نا مشروع‏پليد نگشت. ولادتش در بهترين طايفه، گرامى‏ترين نواده (بنى‏هاشم)، شريف‏ترين قبيله (فاطمه مخزوميه) و محفوظترين شكم باردار (آمنه دختر وهب) و امانت دارترين دامن بود.

خدا او را برگزيد، پسنديد و انتخاب كرد سپس كليدهاى دانش وسرچشمه‏هاى حكمت را به او داد. او را مبعوث نمود تا رحمت‏بربندگان و بهار جهانيان باشد.

خداوند كتابى را بر او نازل كرد، كه بيان و توضيح هر چيزى درآن است و آن را به لغت عربى، بدون هيچ انحرافى قرار داد، به‏اميد اين كه مردم پرهيزكار شوند. آن را براى مردم بيان كرد ومعارف آن را روشن ساخت و با آن، دينش را آشكار ساخت و واجباتى‏را لازم شمرد و حدودى را براى مردم وضع نمود و بيان كرد. آن‏هارا براى مردم آشكار نمود و آن‏ها را آگاه ساخت. آن حضرت در آن‏امور، راهنمايى به سوى نجات و نشانه‏هاى هدايت‏به سوى خدامى‏باشد.

رسول خدا(ص) رسالتش را تبليغ كرد، ماموريتش را آشكار ساخت،بارهاى سنگين نبوت را كه به عهده گرفته بود، به منزل رسانيد وبه خاطر پرورگارش صبر كرد و در راهش جهاد نمود.

با برنامه‏ها و انگيزه‏هايى كه براى مردم پى ريزى نمود و مناره‏هايى كه نشانه‏هاى آن را بر افراشت، براى امتش خير خواهى كرد، وآن‏ها را به سوى نجات و رستگارى فرا خواند و به ياد خدا تشويق وبه راه هدايت دلالت كرد، تا مردم پس از او گمراه نشوند. آن حضرت‏نسبت‏به مردم دلسوز و مهربان بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند 1388ساعت 10:3  توسط   | 

میلاد پیامبر اسلام (ص) وامام جعفر صادق(ع) بر تمام مسلمین جهان مبارک باد.

در طول تاريخ بشريت، كم تر انسانى وجود دارد كه مانند پيامبراسلام تمام خصوصيات زندگى اش به طور واضح و روشن بيان و ثبت‏شده‏باشد.

خداوند متعال در قرآن كريم كتابى كه خود حافظ اوست (1) و بدون‏هيچ تغييرى تا قيامت‏باقى است‏با زيباترين عبارات و كامل‏ترين‏بيانات، آن حضرت را معرفى نموده و با عالى‏ترين صفات ستوده است.

خداوند متعال مى‏فرمايد: «انك لعلى خلق عظيم‏»; (2) اى پيامبر!

تو بر اخلاقى عظيم استوار هستى.

نيز مى‏فرمايد: «محمد رسول‏الله و الذين معه اشداو على الكفاررحماء بينهم. » (3) محمد(ص) فرستاده خداست و كسانى كه با اوهستند در برابر كفار سر سخت و در ميان خود مهربانند.

محققان، تاريخ نويسان و دانشمندان در ابعاد گوناگون زندگى حضرت‏محمد(ص) سخن گفته‏اند.

اما ائمه عليهم السلام با نگاهى ژرف و دقيق سيماى آن شخصيت‏بى‏نظير و در يكتاى عالم خلقت را به تماشا نشسته، به معرفى زندگى،مبارزات و آموزه‏هاى آن حضرت پرداختند.

در اين نوشتار بر آنيم تا گوشه هايى از زندگى و شخصيت‏حضرت‏محمد(ص) را از نگاه امام صادق(ع) به تماشا بنشينيم.

تولد نور

امام صادق(ع) به نقل از سلمان فارسى فرمود: پيامبر اكرم(ص)فرمود: خداوند متعال مرا از درخشندگى نور خودش آفريد (4) نيز امام صادق(ع) فرمود: خداوند متعال خطاب به رسول اكرم(ص)فرمود: «اى محمد! قبل از اين كه آسمان‏ها، زمين، عرش و دريا راخلق كنم. نور تو و على را آفريدم...». (5)

ثقه‏الاسلام كلينى(ره) مى‏نويسد: امام صادق(ع) فرمود: «هنگام ولادت‏حضرت رسول اكرم(ص) فاطمه بنت اسد نزد آمنه (مادر گرامى پيامبر)بود. يكى از آن دو به ديگرى گفت: آيا مى‏بينى آنچه را من‏مى‏بينم؟

ديگرى گفت: چه مى‏بينى؟ او گفت: اين نور ساطع كه ما بين مشرق ومغرب را فرا گرفته است! در همين حال، ابوطالب(ع) وارد شد و به‏آن‏ها گفت:

چرا در شگفتيد؟ فاطمه بنت اسد ماجرا را به گفت. ابوطالب به اوگفت: مى‏خواهى بشارتى به تو بدهم؟ او گفت: آرى. ابو طالب گفت:

از تو فرزندى به وجود خواهد آمد كه وصى اين نوزاد، خواهد بود (6)

نام‏هاى پيامبر

كلبى، از نسب شناسان بزرگ عرب مى‏گويد: امام صادق(ع) از من‏پرسيد: در قرآن چند نام از نام‏هاى پيامبر خاتم(ص) ذكر شده است؟

گفتم: دو يا سه نام.

امام صادق(ع) فرمود: ده نام از نام‏هاى پيامبر اكرم در قرآن‏آمده است: محمد، احمد، عبدالله، طه، يس، نون، مزمل، مدثر، رسول‏و ذكر.

سپس آن حضرت براى هر اسمى آيه‏اى تلاوت فرمود. نيز فرمود:

«ذكر» يكى از نام‏هاى محمد(ص) است و ما (اهل‏بيت) «اهل ذكر»هستيم. كلبى! هر چه مى‏خواهى از ما سؤال كن.

كلبى مى‏گويد: (از ابهت صادق آل محمد(ع‏» به خدا سوگند! تمام‏قرآن را فراموش كردم و يك حرف به يادم نيامد تا سؤال كنم. (7)

برخى چهارصد نام و لقب پيامبر(ص) كه در قرآن آمده است، را برشمرده‏اند. (8)

عظمت نام محمد(ص)

جلوه نام محمد(ص) براى امام صادق(ع) به گونه‏اى بود كه هر گاه‏نام مبارك حضرت محمد(ص) به ميان مى‏آمد، عظمت و كمال رسول‏خدا(ص) چنان در وى تاثير مى‏گذاشت، كه رنگ چهره‏اش گاهى سبز وگاهى زرد مى‏شد، به طورى كه آن حضرت در آن حال، براى دوستان نيزنا آشنا مى‏نمود. (9)

امام صادق(ع) گاهى بعد از شنيدن نام پيامبر(ص) مى‏فرمود: جانم‏به فدايش. اباهارون مى‏گويد: روزى به حضور امام صادق(ع) شرفياب‏شدم. آن حضرت فرمود: اباهارون! چند روزى است كه تو را نديده‏ام.

عرض كردم: خداوند متعال به من پسرى عطا فرمود. آن حضرت فرمود:

خدا او را براى تو مبارك گرداند چه نامى براى او انتخاب‏كرده‏اى؟ گفتم: او را محمد ناميده‏ام.

امام صادق(ع) تا نام محمد را شنيد (به احترام آن حضرت) صورت‏مباركش را به طرف زمين خم كرد، نزديك بود گونه‏هاى مباركش به‏زمين بخورد.

آن حضرت زيرلب گفت: محمد، محمد، محمد. سپس فرمود: جان خودم،فرزندانم، پدرم و جميع اهل زمين فداى رسول خدا(ص)باد! او رادشنام مده! كتك نزن! بدى به او نرسان! بدان! در روى زمين‏خانه‏اى نيست كه در آن نام محمد وجود داشته باشد، مگر اين كه آن‏خانه در تمام ايام مبارك خواهد بود.

سيماى محمد(ص) (10)

امام جعفر صادق(ع) فرمود: امام حسن(ع) از دائى‏اش، «هند بن ابى‏هاله‏» (11) كه در توصيف چهره پيامبر(ص) مهارت داشت، در خواست‏نمود تا سيماى دل آراى خاتم پيامبران(ص) را براى وى توصيف‏نمايد. هند بن ابى هاله در پاسخ گفت: «رسول خدا(ص) در ديده‏هابا عظمت مى‏نمود، در سينه‏ها مهابتش وجود داشت .قامتش رسا، مويش‏نه پيچيده و نه افتاده، رنگش سفيد و روشن، پيشانيش گشاده،ابروانش پرمو و كمانى و از هم گشاده، در وسط بينى برآمدگى‏داشت، ريشش انبوه، سياهى چشمش شديد، گونه هايش نرم و كم‏گوشت.دندان هايش باريك و اندامش معتدل بود. آن حضرت هنگام راه‏رفتن با وقار حركت مى‏كرد. وقتى به چيزى توجه مى‏كرد به طور عميق‏به آن مى‏نگريست، به مردم خيره نمى‏شد، به هر كس مى‏رسيد سلام‏مى‏كرد، همواره هادى و راهنماى مردم بود.

براى از دست دادن امور دنيايى خشمگين نمى‏شد. براى خدا چنان غضب‏مى‏نمود كه كسى او را نمى‏شناخت. اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود،برترين مردم نزد وى كسى بود كه، بيشتر مواسات و احسان و يارى‏مردم نمايد...» (12)

سعدى با الهام از روايات، در اشعار زيبايى آن حضرت را چنين‏توصيف نمود:

ماه فرو ماند از جمال محمد سرو نرويد به اعتدال محمد قدر فلك را كمال ومنزلتى نيست در نظر قدر با كمال محمد وعده ديدار هر كسى به قيامت ليله اسرى شب وصال محمد آدم و نوح و خليل و موسى وعيسى آمده مجموع در ظلال محمد عرصه گيتى مجال همت او نيست روز قيامت نگر مجال محمد و آنهمه پيرايه بسته جنت فردوس بو كه قبولش كند بلال محمد شمس و قمر در زمين حشر نتابد نور نتابد مگر جمال محمد همچو زمين خواهد آسمان كه بيفتد تا بدهد بوسه بر نعال محمد شايد اگر آفتاب و ماه نتابد پيش دو ابروى چون هلال محمد چشم مرا تا بخواب ديد جمالش خواب نميگيرد از خيال محمد سعدى اگر عاشقى كنى و جوانى عشق محمد بس است و آل محمد (13)

اوصاف پيامبر در تورات و انجيل

خداوند متعال در وصف پيامبر(ص) فرمود:«الذين ءاتينهم الكتب‏يعرفونه كما يعرفون ابناءهم و ان فريقا منهم ليكتمون الحق و هم‏يعلمون‏» (14)

كسانى كه كتاب آسمانى به آنان داديم، او را همچون فرزندان خودمى‏شناسند; (ولى) جمعى از آنان، حق را آگاهانه كتمان مى‏كنند.

امام صادق(ع) فرمود:«يعرفونه كما يعرفون ابناءهم‏» زيراخداوند متعال در تورات و انجيل و زبور، حضرت محمد(ص)، مبعث،مهاجرت، و اصحابش را چنين توصيف نمود:«محمد رسول‏الله و الذين‏معه اشداء على الكفار رحماء بينهم...»

محمد(ص) فرستاده خداست; و كسانى كه با او هستند در برابر كفارسرسخت و شديد و در ميان خود مهربانند. پيوسته آن‏ها را در حال‏ركوع و سجود مى‏بينى، در حالى كه همواره فضل خدا و رضاى او راطلبند. نشانه آن‏ها در صورتشان از اثر سجده نمايان است. اين،توصيف آنان در تورات و توصيف آنان در انجيل است... . (15)

امام صادق(ع) فرمود: اين، صفت رسول خدا(ص) و اصحابش در تورات وانجيل است. زمانى كه خداوند پيامبر خاتم(ص) را به رسالت مبعوث‏نمود اهل كتاب (يهود و نصارى) او را شناختند اما نسبت‏به اوكفر ورزيدند، همان گونه كه خداوند متعال فرمود: «فلما جاءهم‏ما عرجوا كفروا به‏» (16) هنگامى كه اين پيامبر نزد آن‏ها آمد كه(از قبل) او را شناخته بودند، به او كافر شدند. (17)

خداوند متعال در قرآن كريم، در وصف پيامبر(ص) مى‏فرمايد: «و ماارسلناك الا رحمه للعالمين‏» (18) ما تو را جز براى رحمت جهانيان‏نفرستاديم. قرآن نيز مى‏فرمايد:اشداء على الكفار رحماءبينهم...»،

در برابر كفار سرسخت و شديد و در ميان خود مهربانند. اين دوچگونه با هم جمع مى‏شوند؟

توجه به اين آيه براى طرفدارى انديشه تسامح و تساهل ضرورى است.

آيا ممكن است كامل‏ترين انسان، كه با كامل‏ترين كتاب آسمانى براى‏هدايت تمام جهانيان مبعوث گرديده است در مقابل دشمنان دين هيچ‏عكس العملى جز مهربانى نداشته باشد؟!

براى اداره جامعه دينى و بقاى آن بايد در مقابل دشمنان دين‏ايستاد شدت عمل نسبت‏به كافران و مبارزه با آن‏ها براى از بين‏بردن موانع هدايت عين رحمت است.

برترين مخلوق

حسين بن عبدالله مى‏گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: آيا رسول‏خدا(ص) سرور فرزندان آدم بود؟ آن حضرت فرمود: قسم به خدا، اوسرور همه مخلوقات خداوند بود. خدا هيچ مخلوقى را بهتر ازمحمد(ص) نيافريد (19)

امام صادق(ع) در حديث ديگرى فرمود: چون رسول خدا(ص) را به‏معراج بردند جبرئيل تا مكانى با وى همراه بود و از آن به بعداو را همراهى نمى‏كرد. پيامبر(ص) فرمود: جبرئيل، در چنين حالى‏مرا تنها مى‏گذارى؟! جبرئيل گفت: تو برو. سوگند به خدا در جايى‏قدم گذاشته‏اى كه هيچ بشرى قدم نگذاشته و بيش از تو بشرى به آن‏جا راه نيافته است (20)

معمر بن راشد مى‏گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود: يك نفريهودى خدمت رسول خدا(ص) رسيد و به دقت او را نگريست.

پيامبر اكرم(ص) فرمود: اى يهودى! چه حاجتى دارى؟ يهودى گفت:

آيا تو برترى يا موسى بن عمران; آن پيامبرى كه خدا با او تكلم‏كرد و تورات و انجيل را بر او نازل نمود، و به وسيله عصايش‏دريا را براى او شكافت و به وسيله ابر بر او سايه افكند؟

پيامبر(ص) فرمود: خوش آيند نيست كه بنده خود ستايى كند ولكن(در جوابت) مى‏گويم كه حضرت آدم(ع) وقتى خواست از خطاى خود توبه‏كند، گفت: «اللهم انى اسالك بحق محمد و آل محمد لما غفرت لى‏»،خدايا! به حق محمد و آل محمد از تو مى‏خواهم كه مرا عفو نمايى.

خداوند نيز توبه‏اش را پذيرفت. حضرت نوح(ع) وقتى از غرق شدن دردريا ترسيد گفت «اللهم انى اسالك بحق محمد و آل محمد لماانجيتنى من‏الغرق‏»; خدايا به حق محمد و آل محمد از تو در خواست‏مى‏كنم. مرا از غرق شدن نجات بدهى. خداوند نيز او را نجات داد.

حضرت ابراهيم(ع) در داخل آتش گفت:«اللهم انى اسالك بحق محمد وآل محمد لما انجيتنى منها»; خدايا! به حق محمد و آل محمد ازتو مى‏خواهم كه مرا از آتش نجات دهى. خداوند نيز آتش را براى اوسرد و گوارا نمود.

حضرت موسى(ع) وقتى عصايش را به زمين انداخت و در خود احساس ترس‏نمود گفت: «اللهم انى اسالك بحق محمد و آل محمد لما امنتنى‏»;خدايا! به حق محمد و آل محمد از تو در خواست مى‏نمايم كه مراايمن گردانى. خداوند متعال به او فرمود:«لاتخف انك انت‏الاعلى‏» (21) نترس. مسلما تو برترى.

اى يهودى، اگر موسى(ع) امروز حضور داشت و مرا درك مى‏كرد و به‏من و نبوت من ايمان نمى‏آورد. ايمان و نبوتش هيچ نفعى به حال اونداشت.

اى يهودى! از ذريه من شخصى ظهور خواهد كرد به نام مهدى(ع) كه‏زمان خروجش عيسى بن مريم براى يارى او فرود مى‏آيد و پشت‏سر اونماز مى‏خواند. (22)

سياستمدارى پيامبر(ص)

در عرف جهانى امروز «سياست‏» را به معناى نيرنگ و دروغ براى‏كسب قدرت و سلطه بر مردم تعريف مى‏كنند، اما «سياست‏» در لغت،به معناى «اداره كردن امور مملكت و حكومت كردن است‏». خداوندمتعال پيامبر خاتم(ص) جانشينان بر حق او، ائمه معصومين را ازبهترين سياستمداران شمرده است در زيارت جامعه، در وصف ائمه‏عليهم السلام كه پرورش يافتگان مكتب نبوتند، آمده است: «وساسه‏العباد».

فضيل بن يسار مى‏گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه به بعضى ازاصحاب قيس ماصر فرمود: خداوند عز و جل پيغمبرش را تربيت‏كرد و نيكو تربيت فرمود. چون تربيت او را تكميل نمود، فرمود:

«انك لعلى خلق عظيم‏»; تو بر اخلاق عظيمى استوارى. سپس امر دين‏و امت را به او واگذار نمود تا سياست و اداره بندگانش را به‏عهده بگيرد، سپس فرمود: «ما اتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم‏عنه فانتهوا» (23) ، آنچه را رسول خدا براى شما آورد، بگيريد،(و اجرا كنيد) و از آنچه نهى كرد، خود دارى نماييد. رسول‏خدا(ص) استوار، موفق و مويد به روح القدس بود و نسبت‏به سياست‏و تدبير خلق هيچ گونه لغزش و خطايى نداشت و به آداب خدا تربيت‏شده بود،... . (24)

زهد و وارستگى

حضرت محمد(ص) هرگز نسبت‏به دنيا و لذايذ زودگذر آن ميلى نشان‏نداد و به آن، توجهى نكرد. آن حضرت براى هدايت مردم و رساندن‏آن‏ها به سعادت دنيا و آخرت وارد عرصه سياست‏شد.

امام صادق(ع) مى‏فرمايد: روزى رسول خدا(ص) در حالى كه محزون‏بود، از منزل خارج شد فرشته‏اى بر او نازل شد، در حالى كه كليدگنج‏هاى زمين را به همراه داشت. فرشته گفت: اى محمد(ص)، اين‏كليدهاى گنج‏هاى زمين است. پروردگارت مى‏فرمايد: اين كليدها رابگير و در گنج‏هاى زمين را باز كن و آنچه مى‏خواهى از آن استفاده‏نما. بدون اين كه نزد من ذره‏اى از آن‏ها كم شود.

پيامبر(ص) فرمود: دنيا خانه كسى است كه خانه (واقعى) ندارد.

كسانى دور آن جمع مى‏شوند كه عقل ندارند.

فرشته گفت: به آن خدايى كه تو را به حق مبعوث نمود! وقتى درآسمان چهارم كليدها را تحويل مى‏گرفتم، همين سخن را از فرشته‏ديگرى شنيدم. (25)

ابن سنان مى‏گويد: امام صادق(ع) فرمود: مردى نزد پيامبر(ص) آمد،در حالى كه آن حضرت روى حصيرى نشسته بود كه زبرى آن بر بدن آن‏حضرت اثر گذاشته بود، و بر بالشى از ليف خرما تكيه نموده بود،كه بر گونه‏هاى گلگونه‏اش نفوذ كرده بود. آن مرد در حالى كه‏جاهاى اثر كرده را مسح مى‏نمود، گفت: كسرى و قيصر (پادشاهان‏ايران و روم) هرگز چنين راضى نمى‏شوند و بر حرير و ديبامى‏خوابند و تو (كه سرور مخلوقات خدايى) بر اين حصير!

پيامبر(ص) فرمود: به خدا من از آن‏ها برتر و گرامى‏تر هستم. من‏كجا و دنيا كجا! مثال زورگذر بودن دنيا، مثال شخصى است كه بردرختى سايه دار عبور مى‏كند، لحظه هايى از سايه درخت استفاده‏مى‏كند و وقتى سايه تمام شد، از آن جا كوچ مى‏كند و درخت را رهامى‏كند. (26)

هيچ زمينه‏اى از زندگى پيامبر(ص) نيست، مگر اين كه امام صادق(ع)در آن زمينه سخنانى با ارزش دارد.

به عنوان حسن ختام، به ذكر خطبه‏اى از آن حضرت در توصيف‏پيامبر(ص) اكتفا مى‏كنيم.

خطبه امام صادق(ع) در وصف حضرت محمد(ص)

برد بارى، وقار و مهربانى خدا سبب شدتا گناهان بزرگ و كارهاى‏زشت مردم مانع نشود كه دوست‏ترين و شريف‏ترين پيغمبرانش، يعنى‏محمد بن عبدالله(ص) را براى مردم بر گزيند.

محمد بن عبدالله(ص) در حريم عزت تولد يافت: در خاندان شرافت‏اقامت گزيد، حسب و نسبش آلوده نگشت، صفاتش را دانشمندان بيان‏كردند و حكميان در وصفش انديشه نمودند، او پاكدامنى بى نظير،هاشمى نسبى بى مانند و بى مانندى از اهل مكه بود.

حيا صفت او بود و سخاوت طبيعتش، بر متانت‏ها و اخلاق نبوت سرشته‏شده بود. اوصاف خويشتن دارى‏هاى رسالت‏بر او مهر شده بود تا آن‏گاه كه مقدرات و قضا و قدر الهى عمر او را به پايان رسانيد وحكم حتمى پروردگار او را به سرانجامش منتهى ساخت. هر امتى، امت‏پس از خود را به آمدنش مژده داد. نسل به نسل از حضرت آدم تاپدر بزرگوارش، عبدالله، هر پدرى او را به پدر ديگر تحويل داداصل و نسبش به ناپاكى آميخته نشد و ولادت او با ازدواج نا مشروع‏پليد نگشت. ولادتش در بهترين طايفه، گرامى‏ترين نواده (بنى‏هاشم)، شريف‏ترين قبيله (فاطمه مخزوميه) و محفوظترين شكم باردار (آمنه دختر وهب) و امانت دارترين دامن بود.

خدا او را برگزيد، پسنديد و انتخاب كرد سپس كليدهاى دانش وسرچشمه‏هاى حكمت را به او داد. او را مبعوث نمود تا رحمت‏بربندگان و بهار جهانيان باشد.

خداوند كتابى را بر او نازل كرد، كه بيان و توضيح هر چيزى درآن است و آن را به لغت عربى، بدون هيچ انحرافى قرار داد، به‏اميد اين كه مردم پرهيزكار شوند. آن را براى مردم بيان كرد ومعارف آن را روشن ساخت و با آن، دينش را آشكار ساخت و واجباتى‏را لازم شمرد و حدودى را براى مردم وضع نمود و بيان كرد. آن‏هارا براى مردم آشكار نمود و آن‏ها را آگاه ساخت. آن حضرت در آن‏امور، راهنمايى به سوى نجات و نشانه‏هاى هدايت‏به سوى خدامى‏باشد.

رسول خدا(ص) رسالتش را تبليغ كرد، ماموريتش را آشكار ساخت،بارهاى سنگين نبوت را كه به عهده گرفته بود، به منزل رسانيد وبه خاطر پرورگارش صبر كرد و در راهش جهاد نمود.

با برنامه‏ها و انگيزه‏هايى كه براى مردم پى ريزى نمود و مناره‏هايى كه نشانه‏هاى آن را بر افراشت، براى امتش خير خواهى كرد، وآن‏ها را به سوى نجات و رستگارى فرا خواند و به ياد خدا تشويق وبه راه هدايت دلالت كرد، تا مردم پس از او گمراه نشوند. آن حضرت‏نسبت‏به مردم دلسوز و مهربان بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند 1388ساعت 10:0  توسط   | 

ولادت پیامبر اکرم (ص)ولادت پیامبر اکرم (ص)ولادت پیامبر اکرم (ص)ولادت پیامبر اکرم (ص)ولادت پیامبر اکرم (ص)ولادت پیامبر اکرم (ص)ولادت پیامبر اکرم (ص)ولادت پیامبر اکرم (ص)ولادت پیامبر اکرم (ص)
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند 1388ساعت 9:47  توسط   | 

میلاد پیامبر اسلام (ص) وامام جعفر صادق(ع) بر تمام مسلمین جهان مبارک باد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند 1388ساعت 9:42  توسط   | 

اسامی دانش آموزان برتر دبیرستان مهدیه در نوبت اول دی88

    اول۱                  

                        

سوگند عرب ۱۹/۷۴
سیمین کاظمی ۱۹/۶۳
الهام جباری ۱۹/۴۲

 اول ۲

 
محدثه السادات موسوی ۱۹/۹۵
انسیه رحمتی ۱۹/۵۰
سارا هاشمی ۱۹/۲۵

    اول۳

سهیلا حبیبی ۲۰

فاطمه بوالحسنی فر

۱۹/۵۰
مائده رجبی ۱۹/۰۷

اول ۴

زهرا اصغری ۱۹/۸۶
الهه شانقی ۱۹/۷۷
عطیه دریا بیگی ۱۸/۹۳

دوم ریاضی

سارا حسین آباد ۱۹/۶۸
شقایق بهاری ۱۹/۵۹
محدثه حمیدی ۱۹/۴۵

دوم تجربی

ساناز آخوندی ۱۹/۹۵
سیما گودرزی ۱۹/۵۹
ساجده خانمحمدی ۱۹/۴۸

دوم انسانی

زهرا علی آبادی ۱۹/۵۶
زهرا شفیعی ۱۹/۴۷
فاطمه شهوه ۱۹/۱۹

سوم ریاضی

سحر کرمی ۱۹/۷۹
الهام معطی ۱۹/۴۹
فرشته جعفری ۱۸/۷۷

سوم تجربی

مهری السادات حسینی ۱۹/۴۹
فاطمه عسکری ۱۹/۲۹
فاطمه جاپلقی ۱۹/۱۸

سوم انسانی

زهره خسروی ۱۹/۴۹
پگاه آخانی ۱۹/۲۷
محدثه جعفری ۱۸/۷۵

با آرزوی موفقیت برای همه دانش آموزان عزیز        

                                                                           مدیریت دبیرستان مهدیه

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اسفند 1388ساعت 10:50  توسط   | 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 12:1  توسط   | 

دهه فجر از نگاه مقام معظم

رهبری


دهه فجر ،‌ سرآغاز طلوع اسلام،‌ خاستگاه ارزشهای اسلامی، مقطع رهایی ملت ایران و بخشی از تاریخ ماست كه گذشته را از آینده جدا ساخته است. در دهه فجر اسلام تولدی دوباره یافت و این دهه در تاریخ ایران نقطه ای تعیین كننده و بی مانند بشمارمیرود. تا قبل از انقلاب اسلامی،‌ در ایران نظام اسلامی وجودنداشت و رابطه پادشاهان با مردم رابطه ی «غالب و مغلوب» و« سلطان و رعیت » بود وپادشاهان احساس می‌كردند كه فاتحینی هستند كه بر مردم غلبه یافته اند و حضرت امام رضوان الله تعالی علیه این سلسله معیوب را قطع كردند و نقطه ی عطفی در تاریخ ایران بوجودآوردند و شمشیر اسلام مردم را علیه دشمنان اسلام،‌ مردم و استعمارگران به كار گرفتند. دهه انقلاب از رشحات اسلام است و آئینه ای است كه خورشید اسلام در او درخشید و این دهه باید با عظمت هرچه تمامتر برگزارشود. این مراسم را با هیجانهای عاطفی صحیح باید با طراوت و تازه كرد. در مذهب ما،‌ احساسات،‌ گریه و شادی، حب و بغض و عشق و نفرت جایگاه والایی دارد. از این رو جشنهای دهه فجر می بایستی همچون مراسم و اعیاد مذهبی گرامی داشته شود و مردمی باشد. باید كلیه مساجد فعال شوند و مردم با حضور در مساجد خاطره ی فراموش نشدنی حضرت امام و پیروزی انقلاب اسلامی را جشن بگیرند. صداوسیما باید فیلمها و سریالهای تلویزیونی و برنامه هایی بمناسبت دهه فجر تهیه كند كه یادآور خاطره های خوش انقلاب باشد و حضور همه جانبه ی مردم و حل شدن آنان را در دوران انقلاب نشان دهد.

منبع:

تبیان اصفهان

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 11:56  توسط   | 

سلام بر حسین(ع)

 

 امام حسين‏عليه السلام                                              

نام :حضرت  امام حسين ( سومين امام كه به امر خداوند تعيين شده است ) كنيه : ابو عبد الله لقب : خامس آل عبا، سبط، شهيد، وفى، زكى پدر : حضرت على بن ابى طالب ( ع ) مادر : حضرت فاطمه ( س ) تاريخ ولادت : شنبه سوم شعبان ، سال چهارم هجرى مكان ولادت : مدينه مدت عمر : 57 سال علت شهادت : پس از روى كار آمدن يزيد، امام كه او را نالايق ميدانست تن به ذلت بيعت و سازش با او را نداد و براى افشاى او به فرمان خدا از مدينه به مكه و سپس به طرف كوفه و كربلا حركت كردند و همراه با ياران خود با لب تشنه توسط دشمنان اسلام شهيد شدند 0 قاتل : صالح بن وهب مزنى ، سنان بن انس و شمر بن ذى الجوشن ، (لعنت خدا بر آنها) زمان شهادت : جمعه دهم محرم ، سال 61 هجرى مكان شهادت و دفن :كربلا

امام حسين(ع) در سوم شعبان سال چهارم هجرى در مدينه ديده به جهان گشود. پدر بزرگوارش على عليه‏السلام و مادر گرامى‏اش حضرت فاطمه( س ) مى‏باشد.امام حسين(ع) حدود شش سال از دوران كودكى را در زمان حيات پر بركت رسول خدا (ص) سپرى نمود.

او شجاعترين امت حضرت محمد ( ص ) بود و شجاعت حضرت محمد (ص) و حضرت على در ايشان جمع بود .خداوند در تربت ايشان شفا، و در داخل حرم امام حسين ( ع ) استجابت دعا را قرار داده است .

پيامبر ( ص ) در حقش فرمود:احب الله من احب حسينا يعنى :خداوند دوست ميدارد كسى را كه حسين را دوست بدارد 0 پيامبر(ص) در حق او و برادر گرامى‏اش امام حسن(ع) فرمود:دو فرزند من حسن وحسين پيشوايان امت مى‏باشند خواه زمام امور به دست بگيرند و يا نگيرند.پس از شهادت امام حسن(ع) در سال 50 هجرى، امام حسين (ع) عهده‏دار امر امامت گرديد.

معاويه پس از بيست سال حكومت ظالمانه و قتل و كشتار شيعيان به ويژه، در سال 60 هجرى مرد و بر خلا قراداد صلح با امام حسن (ع)، پسرش يزيد را به جاى خود قرار داد.يزيد فردى فاسد و شرابخوار و مخالف با اسلام بود. او علنا مقدسات اسلامى را زير پا مى‏گذاشت و آشكارا شراب مى‏خورد.

امام حسين عليه‏السلام از همان آغاز كار با او به مخالفت برخاست.يزيد نامه‏اى به حاكم مدينه نوشت و به او دستور داد كه از امام حسين(ع) براى يزيد بيعت بگيرد و اگر حاضر نشد او را به قتل برساند.امام(ع) كه حاضر به بيعت كردن با يزيد نبود با خانواده خود از مدينه به مكه رفتند.در اين هنگام مردم كوفه كه از مرگ معاويه با خبر شده بودند نامه‏هاى زيادى براى امام حسين(ع) نوشتند و از او خواستند تا به عراق و كوفه بيايد.امام حسين(ع) نيز مسلم بن عقيل را به كوفه فرستاد.ابتدا هزاران نفر از مردم كوفه با مسلم بن عقيل همراه شدند.اما با ورود عبيد الله بن زياد كه از طرف يزيد به حكومت كوفه گمارده شده بود و بسيار حيله‏گر و بى‏رحم بود، مردم كوفه فريب اقدامات او را خورده و پيمان شكنى كردند و مسلم را تنها گذاشتند.

در نتيجه عبيد الله، مسلم بن عقيل را دستگير نموده و به شهادت رسانيد.هنگامى كه در ابتدا مردم كوفه با مسلم بيعت كردند، مسلم نامه‏اى به امام حسين(ع) نوشت و به ايشان اطلاع داد كه به كوفه بيايد.امام حسين(ع) با خانواده و ياران خود به طرف كوفه حركت كرد و در نزديكى كوفه بود كه خبر پيمان شكنى مردم كوفه و شهادت مسلم را آوردند.

عبيد الله بن زياد كه با شهادت مسلم بر اوضاع كوفه تسلط پيدا كرده‏بود حربن يزيد رياحى را براى زير نظر گرفتن امام حسين(ع) و همراهانش فرستاد.و سپس عمر بن سعد را با سى هزار نفر به كربلا اعزام نمود.او به عمر بن سعد وعده داده بود كه اگر امام حسين(ع) را به شهادت برساند او را حاكم رى خواهد كرد.عمر بن سعد كه به طمع حكومت رى به كربلا آمده بود ازهيچ ستمى فروگذارنكرد.دستور داد امام حسين(ع) و يارانش محاصره كنند و آب را بر روى آنان ببندند.

ياران امام حسين(ع) كه از شجاع‏ترين افراد بودند روزدهم محرم(عاشورا)در حالى‏كه بيش از 72 تن نبودند يكى پس از ديگرى در دفاع از امام زمان خود يعنى امام حسين(ع) با عزت و آزادگى به شهادت رسيدند.

حر بن يزيد رياحى نيز كه ستمگرى سپاه عمر سعد و حقانيت امام حسين(ع) را مشاهده كرد به سپاه امام پيوست و به شهادت رسيد.

واقعه كربلا گرچه از نظر زمان كوتاه بود و تنها يكروز از صبح تا عصر به طول انجاميد اما لحظه لحظه آن درس شهامت و ايثار و فدا كارى، ايمان و اعتقاد و اخلاص بود.

واقعه كربلا دانشگاهى است كه از طفل شيرخوار تا پير مرد محاسن سفيدش به بشريت درس آزادگى مى‏آموزد.خون‏هاى مطهر امام حسين(ع) و يارانش به اسلام حيات تازه بخشيد و زمينه سرنگون شدن دودمان فاسد اموى را فراهم آورد.امام حسين عليه السلام روز دهم محرم سال 61 هجرى، در سن 57 سالگى در كربلا به شهادت رسيد.مرقد ايشان و برادر فداكارش اباالفضل و فرزندان و يارانش در شهر كربلا در عراق قرار دارد.

+ نوشته شده در  شنبه سوم بهمن 1388ساعت 10:26  توسط   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 23:22  توسط   | 

عيد غدير خم مبارك باد

هجدهم ذی الحجه هر سال یادآور واقعه ای مهم و نقطه عطفی در تاریخ اسلام است که شیعیان از آن به عنوان یکی از اعیاد بزرگ اسلامی یعنی « عید غدیر » یاد می کنند. در این روز شیعیان و محبان اهل بیت (علیهم السلام ) به جشن و شادی و سرور می پردازند و این روز عظیم را به یکدیگر شادباش می گویند.

موضوع حادثه مهم و تاریخی غدیرخم از زمانهای دور همواره از مباحث اصلی و اساسی تاریخ اسلام بوده که این امر ناشی از سرنوشت ساز بودن این واقعه عظیم در مسئله امامت و خلافت حکایت دارد.
جانشینی پیامبر عظیم الشان اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم ) نقطه اصلی اختلاف بین دو طایفه عمده مسلمانان بعد از رحلت رسول خدا بوده است . شیعیان معتقدند جانشینی پیامبر یک امر الهی است و هیچگاه این مهم به امت اسلامی واگذار نشده است . از سویی دیگر اهل سنت معتقدند که تعیین جانشینی پیامبر امری الهی نبوده و بعد از رحلت پیامبر اسلام به امت او محول گردیده است . با این مقدمه به بررسی دلایل شیعیان جهت گرامیداشت روز غدیر می پردازیم
:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 23:13  توسط   | 

مطالعه موفق با تمرکز

روش مطالعه متمرکزحواس پرتي چيست؟

ما مي خواستيم روش صحيح مطالعه متمرکز را براي شما توضيح دهيم، ديديم که بايد ابتدا حواس پرتي را تعريف کنيم. شايد شما تا به حال خيلي به "حواس پرتي" فکر کرده باشيد و بارها از خود پرسيده باشيد که چرا گاهي به هنگام مطالعه حواس آدم پرت مي شود؟ ما نمي دانيم که شما براي اين سؤال خود چه جوابي پيدا کرده ايد اما پاسخ صحيح اين پرسش را به شما مي کوييم: "حواس پرتي چيزي نيست جز تمايل ذاتي ذهن به درگيري و فعاليت."

 

ذهن شما همواره مي خواهد درگير و مشغول باشد. بنابراين اگر آنچه که اکنون انجام مي-دهيد در شما درگيري و مشغوليت ذهني ايجاد کند، فکر شما ديگر لزومي احساس نمي کند که به جاي ديگر برود و در آنجا درگير شود. اما اگر در انجام اين کار، درگيري ذهني ايجاد نشود، ذهن شما شتابان به جايي مي رود که خود را در آنجا مشغول کند. و اين همان حواس پرتي است. براي روشنتر شدن موضوع، مثالي بزنيم: وقتي دوستتان با شما صحبت مي کند، اگر بتواند با بيان خود در شما مشغوليت ذهني و توجه و علاقمندي ايجاد کند، شما با تمرکز فراوان به تمام حرفهايش گوش مي دهيد. اما اگر او نتواند چنين تأثيري در شما بگذارد چون ذهن شما درگير نمي شود به سرعت فکر ديگري به ذهنتان راه مي يابد و شما در حالي که به مخاطب خود خيره شده ايد، داريد به چيز ديگري فکرمي کنيد. چيزي که در شما درگيري ذهني ايجاد مي کند.

 

ذهن شما مدام به فعاليت نيازمند است و اين نيازمندي را هنگامي که شما مشغول مطالعه کردن هستيد، هم دارد. بنابراين اگر آنچه که مي خوانيد، در شما درگيري ذهني ايجاد کند، شما مشتاق و متمرکز پيش مي رويد. در غير اين صورت چشمتان خطوط را دنبال مي کند و ذهنتان در جايي ديگر مشغول مي شود. به عبارت ديگر، حواستان پرت مي شود.

 

 

راه چاره

پيش از هر چيز، بايد به خاطر داشته باشيد که اين شما هستيد که بايد ذهن خود را با موضوع مطالعه درگير کنيد. معمولاً سبک نوشتاري کتاب تلاش مي کند که در شما درگيري ذهني ايجاد کند اما عمده کار با خود شماست. ما اکنون مي خواهيم روش مطالعه متمرکز را به شما آموزش دهيم، براي آن که درگيري ذهني شما پايدار بماند. مي خواهيم ذهن شما با جمله جمله کتاب درگير شود. مي خواهيم که شما يک مطالعه کننده فعال باشيد. روشهاي سنتي مطالعه که شما پيش از اين داشته ايد، شما را از يک مطالعه متمرکز باز مي دارد و باعث مي شود که حواس شما مدام پرت شود.

 

 

روشهاي مطالعه متمرکز

 

 

"تند خواندن"

راننده اي را در نظر بگيريد که با سرعت بسيار کمي مثلاً 20 کيلومتر در ساعت در حرکت است. وقتي سرعت اين راننده تا اين حد کم است، ديگر به توجه و تمرکز فوق العاده اي نياز ندارد و چون ذهن درگير نمي شود، مدام در جايي ديگر مشغول مي شود. راننده مي تواند از داشبورد چيزي بردارد، شيشه را پاک کند، به مناظر بيرون نگاه کند و حتي غرق در تخيل شود. اما وقتي سرعت زياد شد، خود به خود درگيري ذهني بيشترمي شود و ذهن بيشتر به رانندگي متمرکزمي شود و راننده ديگر فرصت ندارد به چپ و راست نگاه کند و يا مشغوليتهاي ذهني ديگري داشته باشد. اساساً ذهن چنان درگير است که تمايلي براي درگير شدن در جاي ديگر ندارد. در مطالعه هم دقيقاً همين حالت وجود دارد. وقتي شما به بهانه بهتر فهميدن بسيار کند پيش مي رويد و کلمه به کلمه مي خوانيد، درگيري ذهني مطلوبي را ايجاد نمي کنيد و ذهن شما که از اين ساکن بودن کلافه مي شود، خود را در جايي ديگر مشغول مي کند و حواستان پرت مي شود.

 

ما نمي گوييم آن قدر تند بخوانيد که هيچ چيز نفهميد، بلکه مي گوييم سرعت مطالعه خود را تا آنجا افزايش دهيد که يک درگيري ذهني مطلوب ايجاد شود. در اين سرعت، ذهن متمرکز است. مي بينيد که اگر کمي غفلت کنيد، سانحه اي رخ مي دهد. حتي اگر بتوانيد سرعت مطالعه خود را به دو برابر افزايش دهيد بسيار عالي است چرا که هم در وقت خود صرفه جويي نموده ايد و هم با درگيري ذهني و تمرکز بيشتري خوانده ايد. تا مي توانيد سرعت مطالعه خود را افزايش دهيد و سريعتر از آنچه که قبلاً مي خوانده ايد بخوانيد. البته خوب مي دانيد که اين سرعت، نسبي است و در متون مختلف مانند رمان، ادبيات، شيمي، فيزيک و . . . متفاوت است. مسلماً شما متون ساده تر را با سرعت بيشتر مي خوانيد. ما مي گوييم سرعت خود را با توجه به سرعت قبلي خود بيشتر کنيد. يکي ديگر از معايب تند خواندن اين است که شما وقتي آرام و لغت به لغت مي خوانيد، درک ذهني کمتري داريد چرا که ذهن با مفاهيم سر و کار دارد نه با کلمات. يادتان باشد مفهوم، هميشه در يک عبارت است نه يک واژه. وقتي شما کلمه شير را مي خوانيد، ذهن نمي داند منظور شير گاو است يا شير جنگل يا شير آب. اما وقتي جمله "شير آب را بستم." سريعاً خوانده مي شود، درک بهتر و سريعتري حاصل مي شود.

 

 

مطالعه اوليه

مطالعه اوليه همان گرفتن اطلاعات ابتدايي است. در مطالعه اوليه، قصد شما کنجکاو کردن ذهن با گرفتن اطلاعات ساده و کم حجم و مقدماتي است. در مطالعه اوليه شما متن را خط به خط نمي خوانيد بلکه نگاهي گذرا به متن مي انداريد و يک سري مفاهيم اوليه را از متن مي گيريد که مثلاً متن حول و حوش چه موضوعي است. پس از آن بايد به خود رجوع کنيد و ببينيد که خودتان از پيش چه اطلاعاتي درباره موضوع داريد و يا اين که از قبل، از کسي چيزي شنيده ايد يا مطالعه کرده ايد. اطلاعات اوليه خودتان را به اطلاعات اوليه کتاب، در اين بررسي اجمالي بيافزاييد.

 

 

سؤال کردن

يادتان باشد که پيش از مطالعه، با يکي دو سؤال، ذهن خود را هدفدار کنيد. وقتي مي گوييم هنگام مطالعه مدام از خودتان سؤال کنيد، منظورمان اين است که پيش از مطالعه، در حين مطالعه و پس از آن، مي توانيد از خود بپرسيد. شما معمولاً براي طرح سؤالات از خود يک سري سؤالات حافظه اي کم ارزش مي پرسيد. مثلاً "بوعلي سينا کي متولد شد؟"، "جنگ جهاني دوم در چه تاريخي شروع شد؟"، "هيماليا کجاست؟" و . . . اين سؤالات معمول، کم ارزش ترين سؤالاتي است که شما مي توانيد از خود بپرسيد.

 

در کتاب "روشهاي مطالعه" نوشته "کي پي بالدريج" و ترجمه دکتر علي اکبر سيف، به طرح سؤالات هفت گانه "گانيه" اشاره شده است. اين سؤالات هفت نوع مي باشد.

طرح اين سؤالات بسيار ارزشمند و مفيد است و فوق العاده در ايجاد تمرکز حواس مؤثر است. ما در زير به اختصار، اين سؤالات هفت گانه را توضيح مي دهيم.

 

 

سؤالات هفت گانه گانيه

1. سؤالات حافظه اي:

اين سؤالات کم اثرترين و کم اهميت ترين سؤالات هستند. اين نوع سؤالات صرفاً با يادآوري اطلاعات سر وکار دارد. مانند: کشورهاي همسايه ايران کدامند؟ بوعلي سينا در چه تاريخي متولد شده است؟ جنگ جهاني اول در چه تاريخي رخ داد؟

 

 

2. سؤالات ترجمه اي:

اين نوع سؤالات، قوي تر و بهتر از سؤالات حافظه اي هستند. اين سؤالات تا حدي شبيه به "زبان گرداني" هستند که قبلاً درباره آنها صحبت کرديم. سؤالات ترجمه اي يعني بيان يک مفهوم پيچيده يا يک مطلب دشوار به زبان ساده تر، مانند اين که: گشتاور به زبان ساده يعني چه؟، فرمول انيشتين به زبان من چه مي شود؟، افزايش شعاع مولکولي را نسبت به افزايش عدد اتمي روي نمودار چگونه مي توان نشان داد؟

 

 

3. سؤالات تفسيري:

اين سؤالات را سؤالات رابطه اي هم مي گويند، که به کشف و درک روابط ميان دو مفهوم مي پردازد. اين رابطه مي تواند تشابه يا تفاوت باشد. اين سؤالات از سؤالات ترجمه اي کمي بهترند: سؤالاتي مانند: "تفاوت دندانهاي گوشتخواران با گياهخواران چيست؟"، "حافظه از نظر ساختار و عملکرد، چه وجه تشابهي با کامپيوتر دارد؟ "و . . . از نوع سؤالات تفسيري هستند.

 

 

4. سؤالات کاربردي:

جالب ترين نوع سؤالات هستند. اين سؤالات همان طور که از نامشان بر مي آيد مي خواهند مطالب علمي را به مسائل روزمره ربط دهند و آنها را در عمل بسنجند. مثلاً "چگونه مي توان از اصطکاک ناشي از کشش اجسام روي زمين کاست؟ "، "تشويق، بلافاصله پس از يک عمل خوب چه نقشي در شکل گيري شخصيت کودک دارد؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 10:40  توسط   | 

گروه شیر و لبنیات :

لبنیات منابع مهمی از پروتئین، ویتامین و املاح هستند و به عنوان منبع عالی كلسیم محسوب می گردند. افراد در سنین بلوغ باید روزانه 2 تا 3 واحد از محصولات لبنی مانند شیر، پنیر و ماست را مصرف كنند.

توجه: شیر و لبنیات كم چرب استفاده كنید و از مصرف نوع پر چرب آنها خودداری نمایید.

درصد چربی فرآورده های لبنی

ماست بدون چربی، یك لیوان( یك سروینگ) = چربی كم

شیر كم چرب، یك فنجان(یك سروینگ) = 5 گرم چربی

شیركامل، یك فنجان( یك سروینگ) = 8 گرم چربی

شیر شكلات(2 درصد)، یك فنجان( یك سروینگ) = 5 گرم چربی

ماست كم چرب، یك فنجان( یك سروینگ) 4 گرم چربی

پنیر فرآیند شده، 55 گرم( یك سروینگ)= 18 گرم چربی

بستنی، نصف فنجان( یك سوم سروینگ)= 7 گرم چربی

ماست فریز شده، نصف فنجان( یك دوم سروینگ) = 2 گرم چربی.

گروه گوشت :

غذاهای این گروه حاوی پروتئین، ویتامین و املاح مانند آهن و روی می باشند. همچنین منبع غنی ویتامین های گروهB هستند. 2 تا 3 واحد یا به عبارتی 150 تا 210 گرم از این گروه بایستی در سنین بلوغ مصرف شود.

توجه: هر واحد شامل 60 تا 90 گرم گوشت قرمز، مرغ و ماهی می باشد كه می تواند یك همبرگر متوسط یا نصف سینه كامل مرغ  باشد. سعی كنید چربی های اضافی گوشت و پوست مرغ را جدا كنید و گوشت ها را بیشتر به صورت پخته یا كبابی مصرف نمایید و از سرخ كردن در روغن پرهیز كنید.

فراموش نكنید آجیل ها و زرده تخم مرغ حاوی درصد بالایی چربی هستند. پس در مصرف آن ها دقت كنید.

درصد چربی مواد غذایی موجود در گروه گوشت :

گوشت كم چرب، مرغ و ماهی ( 80 گرم ) = 6 گرم چربی

گوشت مرغ با پوست یا سرخ شده ( 80 گرم ) = 13 گرم چربی

تخم مرغ ( یك عدد ) = 5 گرم چربی

كره بادام زمینی ( 2 قاشق غذاخوری ) = 16 گرم چربی

آجیل ( یك سوم فنجان یا 2 قاشق غذاخوری ) = 22 گرم چربی

تمام مقادیر ذكر شده در بالا معادل یك واحد از گروه گوشت می باشند.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 9:50  توسط   | 

تغذیه در دوران بلوغ (1)

تغذیه در دوران بلوغ (1)

همان طور كه می دانیم تغذیه مناسب نقش بسیار مهمی در سلامتی فرزندان ما به خصوص در دوران بلوغ دارد؛ زیرا با تغذیه مناسب و سالم، علاوه بر این كه از چاقی فرزندان خود جلوگیری می كنیم، به استحكام و سلامت استخوان های بدن آن ها نیز كمك می نماییم. فراموش نكنیم چاقی در دوران بلوغ خود از علل مهم اضافه وزن در دوران های بعدی زندگی و میانسالی می باشد.

توصیه های تغذیه ای مناسب به نوجوانان در دوران بلوغ :

1. انواع مختلفی از غذاها را میل كنید.

2. میزان غذای مصرفی را متناسب با فعالیت های روزانه خود تنظیم نمایید.

3. رژیم غذایی كه در آن مصرف غلات، سبزیجات و میوه ها فراوان است، برای خود انتخاب كنید.

4. رژیمی با حداقل چربی های اشباع و كلسترول انتخاب كنید.

5. خود را با رژیمی متعادل ( از نظر نمك و شكر) عادت دهید.

6. توجه به دریافت كلسیم كافی و آهن در این دوران را هرگز فراموش نكنید.

یك رژیم غذایی سالم و یك برنامه ورزشی منظم و مداوم را باید جزء امور روزانه خود قرار دهید. اگر همه افراد خانواده برنامه ورزشی و غذایی روزانه را برای تشویق فرزندان رعایت كنند، تنظیم رژیم غذایی و برنامه ورزشی مناسب، راحت تر خواهد بود. هم چنین والدین باید غذاهای كم چرب و كم كالری، دسرها و میان وعده های مقوی برای فرزندان خود تهیه كنند.

از خرید غذاهای پركالری مانند انواع چیپس، پفك، نوشابه های گازدار و شیرینی در این دوران خودداری كنید.

هرم غذایی كه به وسیله اداره كشاورزی امریكا جهت حفظ سلامتی بیشتر افراد بالای 2 سال طراحی شده است یك راهنمای جامع برای انتخاب نوع و میزان موادغذایی روزانه می باشد. بیشترین تأكید هرم غذایی بر5 گروه اصلی مواد غذایی می باشد كه رعایت آن به منظور حفظ سلامتی، ضروری است. همچنین این راهنمای غذایی مصرف كم روغن ، شیرینی و چربی ها را توصیه می كند.

هرم غذایی مقدار هر واحد( serving ) از این گروه های غذایی بیان می كند. مقدار مصرف مواد غذایی مختلف، ارتباط مستقیمی با سن و میزان فعالیت روزانه شما دارد. اما این هرم مقدار واحد گروه های غذایی مختلف را برای متوسط افراد با قد و وزن متناسب توصیه می كند ( مطالب كامل راجع به هرم غذایی در بخش " اجتماعی / تغذیه / خبرها و دانستنی های تغذیه ای / تغذیه افراد سالم " در همین سایت موجود است) .

پسرهای جوانی كه فعال هستند، به طور متوسط به 2800 كالری انرژی و حداكثر واحدهای هرم غذایی نیاز دارند، در حالی كه دختران نوجوان به 2200 كالری و میزان متوسط از واحدهای توصیه شده نیازمندند.

طبق هرم غذایی، افراد باید روزانه 6 تا 11 واحد از گروه غلات و نان شامل برنج، نان، ماكارونی ؛ 2 تا 4 واحد از گروه میوه ها ؛ 3 تا 5 واحد از گروه سبزیجات ؛ 2 تا 3 واحد از گروه شیر و لبنیات ؛ 2 تا 3 واحد از گروه گوشت شامل گوشت قرمز، مرغ ، ماهی، حبوبات، آجیل و خشكبار؛ و مقدار كمی از چربی ها و روغن ها و قندهای ساده را مصرف كنند.

مصرف چربی نباید از 30 درصد كل انرژی رژیم غذایی تجاوز كند. مثلاً برای یك رژیم 2200 كالری معادل با 73 گرم چربی و برای یك رژیم 2800 كالری معادل 93 گرم چربی به صورت روزانه محسوب می شود.

نوع چربی نیز بسیار مهم است. چربی اشباع كه در فرآورده هایی مانند گوشت ها و چربی های حیوانی، روغن نارگیل، روغن نخل وجود دارد، نسبت به چربی غیراشباع كه در فرآورده هایی مانند روغن آفتابگردان، ذرت، كلزا، كانولا و سویا جود دارد، كلسترول خون را بیشتر افزایش می دهند. پس دریافت چربی های اشباع را حداكثر به 10 درصد كل چربی های رژیم محدود كنید.

شكر می تواند میزان زیادی از كالری رژیم را به خود اختصاص دهد، البته با ارزش تغذیه ای پایین تر كه شامل شكر سفید و قهوه ای، عسل، مرباها و شكلات ها و برخی شیرینی ها می باشد.

بنابراین توصیه می كنیم:

- گوشت های كم چرب و لبنیات كم چرب را مصرف كنیدو

- بیشتر از چربی های غیراشباع گیاهی استفاده كنید؛

- سعی كنید برای آگاهی از تركیبات موادغذایی، قبل از خرید برچسب آن ها را بخوانید.

- غذاهایی با شیرینی كم را مصرف كنید و از مصرف زیاد شكر در تهیه غذاها خودداری نمایید.

برای آگاهی شما به درصد چربی برخی از فرآورده های مصرفی اشاره می كنیم:

كره یا مارگارین ( یك قاشق غذاخوری ) = 4 گرم چربی

مایونز ( یك قاشق غذاخوری )= 11 گرم چربی

سس سالاد ( یك قاشق غذاخوری )= 7  گرم چربی

پنیر خامه ای (30 گرم )= 10 گرم چربی

شكلات تخته ای ( 30 گرم )= 9 گرم چربی

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 9:46  توسط   | 

دانش آموزان موفق(مترجم آقای حسن سالاری)

اغلب پدران و مادران مي‌خواهند دانش‌آموزان موفقي داشته باشند و براي دست يافتن به اين هدف، از هيچ كوششي دريغ نمي‌كنند. با وجود اين، ممكن است آنان از نقش فعالانه‌ي خود در رسيدن به اين هدف، كمتر آگاه باشند و پرورش دانش‌آموز موفق را وظيفه‌ي انحصاري نظام آموزشي و آموزگاران بدانند. اما پژوهش‌ها نشان مي‌دهند دانش‌آموزاني در مدرسه موفق‌اند كه والدينشان آنان را براي مدرسه و يادگيري آماده مي‌سازند و خود اهل خواندن، نوشتن، بحث و گفت و گو، تجربه كردن و  آموختن هستند.  

AWT IMAGE

  براي پرورش دانش‌آموز موفق، علاوه بر مدرسه، فضاي خانواده نيز بايد مساعد باشد و ارتباط موثري بين مدرسه و خانواده برقرار شود. در اين يادداشت، بيست راهكار ساده و كارآمد معرفي مي‌شود كه به شما كمك مي‌كنند در پرورش دانش‌آموزان موفق به فرزندان خود و مدرسه ياري رسانيد.

 

  ۱. درباره تجربه‌هاي مثبت خود در مدرسه و خاطره‌هاي خوش آن دوران صحبت كنيد. حتي اگر خاطره‌هاي شما از دوران مدرسه همواره خوشايند نبوده اند، با تأكيد كردن بر فرصت‌هاي مثبتي كه مدرسه براي فرزندتان فراهم مي‌سازد، به او كمك كنيد. به جاي اين كه بگوييد «تو امروز بايد به مدرسه بروي» مي‌توانيد بگوييد «شما از امروز رفتن به مدرسه را آغاز مي كنيد.»

  ۲. از آموزگاران، آموختن و تكليف منزل به نيكي ياد كنيد. نگرش مثبت شما به آموزگاران و مدرسه و برخورد مثبت با تكاليف منزل باعث نگرش مثبت فرزند شما به مدرسه و فعاليت‌هاي مرتبط با آن مي‌شود.

  ۳. آموختن را ادامه دهيد و دانش‌آموز بمانيد. كودكان در بسياري از موارد، والدين خود را الگوي خود قرار مي‌دهند. اگر شما با مطالعه يا شركت در دوره‌هاي آموزشي به وسعت بخشيدن به دانسته‌هاي خود ادامه دهيد، فرزندتان مي‌بيند كه شما به آموختن براي شما ارزشمند است.

  ۴. به چيزهايي كه فرزندتان مي‌آموزد علاقه نشان دهيد. با پرسيدن و فراهم كردن زمينه براي مشاركت كودك در يك گفت و گوي صميمانه مي‌توانيد اهميت يادگيري را به او نشان دهيد. البته باز هم نگرش مثبت داشته باشيد. به جاي آن كه بپرسيد «امروز در مدرسه چه كار كردي؟» بهتر است بپرسيد «امروز چه كارهايي كردي كه خيلي دوست داشتي؟»، «چه چيزهايي باعث شد احساس خوبي پيدا كني؟»، «دوست داري درباره‌ي چه چيزي بيشتر بداني؟» يا «چه چيزهايي خواندي؟».

  ۵. اجازه دهيد فرزندتان به شما بياموزد. درس دادن، دوباره آموختن است. براي اين كه يادگيري فرزندتان را تقويت كنيد، به او اجازه دهيد مفاهيم جديد را به شما بياموزد. لازم نيست به او ثابت كنيد همه چيز را مي‌دانيد يا بهتر از او مي‌دانيد، بلكه بهتر است بگوييد «چه جالب! ممكن است بيشتر توضيح دهي؟»

  ۶. به فرزندتان كمك كنيد تا راه‌هاي بهره‌گيري از آموخته‌هايش را در زندگي روزمره پيدا كند. به نظر مي‌رسد هر چه اطلاعات كاربردي‌تر باشند، فرزند شما را به كسب اطلاعات جديد بيشتر تحريك مي‌كنند.

  ۷. در تله نمره گرفتار نشويد. هر چند نمره‌ها براي ارزيابي ميزان يادگيري فرزندتان سودمندند، اما هدف اصلي، يادگيري است نه نمره. شرايطي را فراهم نكنيد كه به رقابت شديد براي كسب نمره منجر شود. به كودكتان بياموزيد كه راحت و آسوده باشد و بدون فشار رقابت، از يادگيري لذت ببرد.

  ۸. نمره‌ها فرزندتان را با ديگران مقايسه نكنيد. چنين مقايسه‌هايي در اغلب موارد نتيجه معكوس دارند. بهتر است نمره‌ها فرزندتان را با نمره‌هايي كه پيش تر كسب كرده، مقايسه كنيد. «فكر مي‌كني چه قدر پيشرفت كرده‌اي؟»، «دوست داري بيشتر پيشرفت كني؟». «چگونه مي‌تواني اين كار را انجام دهي؟» و «من چگونه مي‌توانم به شما كمك كنم؟»

  ۹. توقعات خود را از فرزندتان واقعي سازيد. كودكتان را تشويق كنيد تا بهترين كاري را در مدرسه انجام دهد كه مي‌تواند. به خاطر داشته باشيد كه به طور طبيعي كودكان در برخي زمينه‌ها بهتر عمل مي‌كنند. به علاوه، به خاطر داشته باشيد كه كودك شما به خاطر آن چه كه هست و نه به خاطر آن چه كه انجام مي‌دهد، يك مورد خاص است.

  ۱۰. زمان و مكان مناسب و آرام بخشي را براي انجام تكاليف منزل در نظر بگيريد. بيشتر كودكان در زمان‌هاي معين و منظم بهتر مطالعه مي‌كنند. در اين مورد با فرزندتان به توافق برسيد. مكان ويژه‌اي براي تكاليف منزل داشته باشيد. اين مكان مي‌تواند يك ميز مناسب در گوشه‌اي از اتاق خودتان يا ميز آشپزخانه باشد. در اين مورد، برنامه‌ي روزانه مشخصي داشته باشيد و محيط مساعدي را براي انجام تكاليف فراهم سازيد. بدون شك اين كار مهم جلوي تلويزيون به انجام نمي‌رسد. البته، بچه‌ها را از برنامه‌هاي مورد علاقه‌شان محروم نكنيد. 


  ۱۱. هنگام انجام تكاليف منزل، فرزندتان را همراهي كنيد. تكاليف و برگه‌هايي را كه فرزندتان به خانه مي‌آورد، مرور كنيد و توجه خود را به آن چه كه او در حال انجام دادن آن است، نشان دهيد. اين كار به شما فرصت مي‌دهد تا براي انجام كار او را تشويق كنيد و با مشكلاتي كه ممكن است در اين راه با آن‌ها رو به رو شود، آشنا شويد. به علاوه، به او نشان مي‌دهيد كه كارهاي مدرسه براي شما ارزشمند است.

  ۱۲. در انجام تكاليف منزل، نقش مشاور را ايفا كنيد و معلم خصوصي نباشيد. تكاليف منزل، كار فرزند شماست، نه وظيفه شما. پيشنهاد مي‌كنيم آن قدر كنار كودكتان ننشينيد كه از درستي پاسخ همه‌ي تكاليف مطمئن شويد. اشتباهات تكاليف، راهي است كه به معلم فرزند شما مي‌آموزد كه چه مفاهيمي را بايد بيشتر توضيح دهد. در عوض، نقش مشاور را داشته باشيد و هر وقت فرزندتان تقاضاي كمك كرد، به او كمك كنيد.

  ۱۳. فرزندتان را به مطالعه در منزل ترغيب كنيد. خواندن، سنگ بناي يادگيري بيشتر است. هر چه فرزند شما اين مهارت اساسي را بيشتر تمرين كند، فعاليت‌هاي مرتبط با يادگيري را بهتر انجام مي‌دهد. براي اين كه او را به خواندن ترغيب كنيد و خواندن را فعاليتي لذت‌بخش بسازيد، اجازه دهيد آن چه را كه دوست دارد، مطالعه كند. كتاب‌هاي ساده، مجله‌ها و كتاب‌هاي طنزآميز را در اختيارش قرار دهيد. البته، بهتر است به جاي آن كه برايش كتاب بخريد، او را به كتاب‌فروشي يا كتابخانه ببريد تا خودش كتاب‌هاي مورد علاقه‌اش را انتخاب كند. در اين راه فقط او را راهنمايي كنيد و حق انتخاب را به خودش واگذاريد. از كتابداران كتابخانه‌ها نيز مي‌توانيد كمك بگيريد.

  ۱۴. برنامه تربيتي منسجم و پربار و نتيجه‌بخشي را ترتيب دهيد. مسئوليت‌پذيري، همكاري و اعتماد به نفس به موفقيت كودك شما در كلاس درس كمك زيادي مي‌كنند و شما بايد در آموزش آن‌ها به فرزندتان جدي باشيد. شايد لازم باشد در اين زمينه مطالعه‌ي گسترده‌تري داشته باشيد. به كتاب‌هايي كه در اين زمينه‌ها نوشته شده‌اند مراجعه كنيد.

  ۱۵. از برنامه‌ي انضباطي مدرسه پشتيباني كنيد. يك مدرسه همانند يك خانواده، به برنامه‌ي انضباطي منسجمي نياز دارد تا فرزندان ما احساس راحتي كنند و بتوانند بياموزند. اگر فرزندتان در مدرسه دانش‌آموز منضبطي شده است، با ادامه‌ي كار مدرسه در منزل، به او كمك كنيد درباره‌ي اين تجربه و اهميت آن بيش‌تر بياموزد. اگر با برنامه‌ي انضباطي مدرسه مشكل داريد، با مدير مدرسه تماس بگيريد و پيشنهادهاي سازنده‌ي خود را مطرح كنيد.

 ۱۶. گزارش‌هاي نگران كننده را بررسي كنيد. معلمان، مانند والدين و دانش‌آموزان ممكن است اشتباه كنند. هيچ فردي كامل نيست. با وجود اين، اگر فرزندتان درباره‌ي كاري با شما صحبت كرد كه معلمش انجام داده و براي او ناخوشايند بوده است، محترمانه به سخنانش گوش دهيد اما به خاطر داشته باشيد ماجرا به آن تلخي كه مي‌شنويد، نبوده است. وقتي احساسات بچه‌ها جريحه‌دار مي‌شود، گاهي مبالغه مي‌كنند. اگر چنين وضعي شما را نگران كرد، با معلم فرزندتان تماس بگيريد و به جاي اظهار ناراحتي يا خصومت، نگراني خود را ابراز كنيد. با اين گونه چالش‌ها با ذهن باز برخورد كنيد.

  ۱۷. علاوه بر طرح مسأله، راه حل نيز پيشنهاد كنيد. اگر شما نگران موضوعي هستيد يا با مشكلي روبه رو مي‌شويد كه تصور مي كنيد به تصحيح نياز دارد و آن را با معلم فرزندتان هم در ميان گذاشته‌ايد، برخورد مثبتي داشته باشيد و براي حل آن نظر دهيد. اين شيوه باعث مي‌شود شما با معلم نوعي ارتباط مشاركتي و مبتني بر حل مسأله داشته باشيد.

  ۱۸. در مورد اطلاعات نادرست و شايعه‌ها حساب شده عمل كنيد. فرزند شما در مدرسه، اطلاعات سودمندي ياد مي‌گيرد. اما ممكن است همراه اطلاعات نادرست و گاهي شايعه‌ها به خانه باز گردد. اگر با چنين مواردي رو به رو شديد، پيش از هر چيز با معلم فرزندتان يا مدير مدرسه تماس بگيريد. البته، بهتر است به جاي تماس تلفني، با آنان نشست و گفت وگويي داشته باشيد.

  ۱۹. وقتي به مدرسه دعوت مي‌شويد، با كمال ميل بپذيريد. نشست‌هايي كه در مدرسه برگزار مي‌شوند، نه تنها اطلاعات مهمي را در اختيار شما قرار مي‌دهند بلكه به فرزندتان نشان مي‌دهد كه شما براي مدرسه و براي آنان ارزش زيادي در نظر داريد. اگر معلم فرزندتان از شما خواست در كلاس درس هم شركت كنيد، بپذيريد.

  ۲۰. مدرسه را در جريان رويدادهاي منزل قرار دهيد. وقتي خانواده تحت تأثير تنش‌هايي مانند بيماري يا طلاق قرار مي‌گيرد، بچه‌ها بيشترين تأثير را مي‌پذيرند. به معلم فرزندتان اجازه دهيد از اين شرايط مطلع شود. او در اغلب موارد مي‌تواند به شما كمك كند. به علاوه، وقتي او در جريان قرار مي‌گيرد، با آمادگي با تغييرات رفتاري احتمالي فرزندتان روبه رو مي‌شود.
منبع:

 Parent Portal

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 8:26  توسط   | 

مراسم سیزده آبان

مراسم سیزده آبان روز دانش آموز همراه با حضور همه ی دانش آموزان دبیرستان مهدیه در حیاط دبیرستان برگزار گردید.

در این مراسم برنام هایی اعم از تلاوت قران کریم،سرود، نمایش، قطعه ادبی ، مسابقه ی دو باحضور دبیر محترم ورزش واهدا جوایز به برندگان مسابقه اجرا گردید وشیرینی پایان پذیرفت.  

 

با پخش

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 10:52  توسط   | 

سیزده آبان گرامی باد

روز سیزده  آبان که در تقویم کشورمان روز ملی مبارزه با استکبار جهانی به سر کردگی آمریکا نام گرفته است همواره یکی ازمظاهر وحدت ملی ایران بوده است.که جمهوری اسلامی ایران هر ساله موضع ضد آ مریکایی خود را به جهان اعلام می کند.

از نگاه رهبر معظم انقلاب مواجهه ونوع تعامل با دولت آمریکا از اول انقلاب آزمونی بزرگ برای ملت ایران به شمار می رفته است چرا که این کشور از اول انقلاب تا کنون با اعمالی چون تحریک مخالفان ونشان دادن چراغ سبز به صدام ومسایل بسیار دیگر دشمنی خود را با ما نشان داده است.به هر حال همه ی مسولان آمریکایی بدانند که ملت ایران را نمی شود ترساند یا فریب داد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 10:29  توسط   | 

میلاد امام هشتم

((میلاد امام هشتم مبارک باد ))

جشن میلاد امام رضا (ع) با حضور 

همه دانش آموزان در نماز خانه ئ مدرسه برگزار شد. 

 

فرازی از سخنان امام رضا(ع)

 

 ۱ـ نظافت  :  من اخلاق الانبياء التنظف.


از اخلاق پيـامبـران, نظافت و پـاكيزگــى است.

 

 ۲ـ امين و اميـن نمـا  :   لـم يخنك الاميـن و لكـن

 

 ائتمنت الخــائن.


امين به تو خيانت نكرده(و نمى كند) و ليكن (تو)

 

 خائن را امين تصور نموده اى.

 

۳مقام برادر بزرگتر    :   الاخ الاكبر بمزله الاب.

 


برادر بزرگتر به منزله پدر است.  

 

۴ـ دوست ودشمن هر كس :صديق كل امرء عقله

 

و عدوه جهله.

 

دوست هركس عقل او, و دشمنش جهل اوست.

 

 امام رضا(عليه السلام)

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 10:50  توسط   | 

الهي....

الهی! ما را پیراستی چنانکه خواستی

الهی! نه خرسندم نه صبور، نه رنجورم نه مهجور

الهی ! تا با تو آشنا شدم ، از خلایق جدا شدم، در جهان شیدا شدم، نهان بودم پیدا شدم.

بر سه چیز اعتماد مکن، بر دل و بر وقت و بر عمر؛ که دل رنگ گیر است و وقت تغیر پذیرست و عمر همه تقصیر.

توفیق عزیز است و نشان آن دو چیز اولش سعادت و آخرش شهادت.

مست باش و مخروش، گرم باش و مجوش، شکسته باش و خاموش، که سبوی درست را به دست برند و شکسته را به دوش.

دی رفت و باز نیاید، فردا اعتماد را نشاید، امروز را غنمیمت دان که دیر نیاید، که بسی برنیاید که از ما کسی را یاد نیاید.

اگر داری طرب کن، و اگر نداری طلب کن، یار باش بار مباش، گل باش خار مباش

                                                                                                    خواجه عبدالله انصاري


 


+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 22:49  توسط   |